بهاریه

بـرآمـد بـاد صبــح و بــوی نــــوروز             بـه كـام دوستـان و بخـت پیـــروز

مبارك بادت این سال و همه سال                  همایون بادت این روز و همه روز

باز كتاب كهنة طبیعت گشوده می‌شود و دوباره قصة دلنشین بهار خوانده می‌شود كه: «ننه سرمای زمستان مثل همیشه، نفس سردی كشید و بازدم مه‌آلودش را در آسمان پراكنده كرد و دختر زیبای بهار، خود را در زیر پوست درختان، در دل سیاه زمین و در لابه‌لای شاخه‌های خشك پنهان كرد تا مبادا سردی نفس ننه سرما را حس كند.» اما باز هم فراموش كرده بود، دم سردی ننه سرما كاری از پیش نمی‌برد؛ چون نور پرفروغ مهر، چشمهای كم سوی او را آزار می‌داد و سردی نفسش را بخار می‌كرد و چون شبنمی بر زمین می‌نشاند، و نمی‌دانست اكنون زمان آن است كه زمین «نفس بكشد» و عطر دل‌انگیز خاكِ تازه جان گرفته را در هوا پراكنده سازد و آرام آرام طفلان نورسته قدم سبز خود را آشكار كنند.

 

بـرآمـد بـاد صبــح و بــوی نــــوروز             بـه كـام دوستـان و بخـت پیـــروز

مبارك بادت این سال و همه سال                  همایون بادت این روز و همه روز

 

باز كتاب كهنة طبیعت گشوده می‌شود و دوباره قصة دلنشین بهار خوانده می‌شود كه: «ننه سرمای زمستان مثل همیشه، نفس سردی كشید و بازدم مه‌آلودش را در آسمان پراكنده كرد و دختر زیبای بهار، خود را در زیر پوست درختان، در دل سیاه زمین و در لابه‌لای شاخه‌های خشك پنهان كرد تا مبادا سردی نفس ننه سرما را حس كند.» اما باز هم فراموش كرده بود، دم سردی ننه سرما كاری از پیش نمی‌برد؛ چون نور پرفروغ مهر، چشمهای كم سوی او را آزار می‌داد و سردی نفسش را بخار می‌كرد و چون شبنمی بر زمین می‌نشاند، و نمی‌دانست اكنون زمان آن است كه زمین «نفس بكشد» و عطر دل‌انگیز خاكِ تازه جان گرفته را در هوا پراكنده سازد و آرام آرام طفلان نورسته قدم سبز خود را آشكار كنند.

هنگام آن رسیده كه آفرینش دوباره آغاز شود و جشن تولد طبیعت برپاگردد و نوروز، روز تولد عروس بهار شود.

كم‌كم به زمان موعود نزدیك می‌شویم. پس باید خود را آماده سازیم تا همراه با طبیعت در این جشن بزرگ شركت كنیم. برای این مولود زیبا و یگانه باید خانه‌های دلمان را پاك كنیم و آبی بیفشانیم و گرد و غبار كدورت را فرو نشانیم. باید آتش مهر را برافروزیم و برای قدوم خجستة او، سبزة لطف و دوستی سبز كنیم.

زشتی‌ها و آلودگیهای نفاق و نیرنگ و بدی را از خانه‌های دل بیرون بریزیم و خانه تكانی درست و كاملی بكنیم. لباس فاخر یكرنگی و محبت و پوشش صداقت و درستكاری بر تن كنیم و پای افزار استقامت و پایداری بپوشیم و به استقبالش برویم و هدیه‌ای شایستة وجود نازنینش به او پیشكش كنیم. اما راستی چه هدیه‌ای می‌توان به او تقدیم كرد؟

دسته‌های گل، مرواریدهای باران، عطر نسیم، قبای سبزِ برگ، لطافت هوا، سبزه‌های شاداب؟

به راستی به او چه بدهیم، كه این همه را او خود به همراه دارد و به حقیقت وجودش سرچشمة همة اینهاست. او اصل حیات و زندگی است. او فرشتة رحمت است. او عیدی پربركت خداوند برای ماست.

عید آمد و خوش آمد، دلدار دلكش آمد               هر مرده‌ای ز گوری برجست و پیشش آمد

جـان از فـروغ نفخش قبلة فـرشته آمد              كـآب از جـوار آتش هـم طبـع آتش آمد

جـان و دل فـرشته جفت هوای حـق شد                        گـردون فـرشتگان را زان روی مفرش آمد

 

پس بهتر است برای او كه مقدس و عزیز است، هدیه‌ای مقدس در نظر بگیریم. از میان مقدسات «هفت» را می‌یابیم كه عددی آسمانی است: «هفت بطن قرآن[1]، هفت تكبیر، هفت تهلیل، هفت ابدال، هفت شهر عشق، هفت آسمان، هفت سیاره، هفت طبقة زمین و ...» و با مسماتر از همه «هفت سلام قرآن» كه «هفت سینی» الهی، با قداست و پرخیر است.

آری هفت‌سین را به او تقدیم می‌كنیم؛ هفت‌سین مرسوم را «سبزه، سنجد، سمنو، سیر، سكه، سنبل، سپند».

هفت‌سین بهترین خوان نوروزی و نماد نیازهای انسان است. نمونه‌ای است از هفت‌ خانة آرزو[2] كه باید رسیدن به امید را در این خانه‌ها جستجو كرد.

مسلمانان اعتقاد دارند اگر موقع تحویل سال هفت آیه یا هفت سوره كه با «س» شروع می‌شود، بخوانند از آفات زمینی و آسمانی محفوظ می‌مانند. رسم برپایی جشن نوروز و عید و چیدن سفرة هفت‌سین از قدیمترین ایام مرسوم بوده و در دورة اسلامی به آن اهمیت خاصی داده شده است، چون آن را با جلوه‌های دینی آمیخته و هر كدام را مظهری از امور معنوی و روحی، یا نمودی از زندگی دانسته‌اند:

سبزه، سبزی روح و شادی دل از طراوت ایمان است.

سنجد، نمونه‌ای از موهبت‌های بیكران الهی است.

سمنو، بركت پایان ناپذیر گندم است.

سیر، كه حبه‌های یك دست و به هم چسبیدة آن بیانگر اتحاد كثرت در وحدت[3] است.

سپند، كه دود آن دور سازندة دیوان و پلیدیهاست.

سكه، رونق زندگی و رواج معیشت است.

سنبل، شكوفایی گل معرفت و حق‌پرستی است[4].

اما می‌توان این «هفت‌سین» را با معنویت و روحانیتی شورانگیزتر تفسیر كرد و هر «سین» را سلامی دانست از جانب حق بر ارواح پاكان و صالحان كه هر كدام مصداق حقیقی بودند؛ زیرا:

سبزه: سبزی كلام خداوند است كه «سلامٌ قولاً من ربٍ رحیم» (یس / 58).

سنجد: موهبت خداست كه به بندگان خاص خود می‌دهد كه «فسلامٌ لك من اصحاب الیمین» (واقعه / 91) و «سلام علی المرسلین» (صافات / 181).

سمنو: بركت خداوند است كه بر عمر و وجود اولیای خود می‌دهد كه «سلامٌ علی نوح فی العالمین» (صافات/79).

سیر: بیانگر اتحاد و توحیدی است كه انبیا در دل شرك و بت‌پرستی، مردم را به آن دعوت می‌كردند و مظهر آن حضرت ابراهیم(ع) است و خدا در حق او فرموده: «سلام علی ابراهیم» (صافات / 109).

سپند: اسپند مصداق حضرت موسی(ع) است كه با عصای اعجاز آفرینش پلیدیهای ساحران فرعون را فرو بلعید و سلام خداوند را شنید كه «سلام علی موسی و هارون» (صافات / 120).

سكه: سكة قبول اسلام و پیامبر خاتم(ص) كه مهر تأییدش «سلام علی الِ یاسین» است (صافات / 130).

سنبل: ریحان معطر معرفت است كه در سحرهای پرنور ضیافت الهی شكوفا می‌شود كه «سلام هی حتی مطلع الفجر» (قدر / 5).

آیا زیباتر و دل‌انگیزتر از این هدیه، پیشكشی می‌یابیم كه در سفرة نوروزی خود بگذاریم؟

اینك به شكرانة سرسبزی، سلامت، سعادت، سرور، سربلندی، سیادت و سرافرازی كه خداوند عطا فرموده این كلام معنوی را زمزمه می‌كنیم و از صمیم دل می‌گوییم:

 

«یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال،

حول حالنا الی احسن الحال».

 

و حسن ختام این سخن آن كه، نوروز امسال را با نام بلند آن چشم و چراغ آفرینش، اشرف اولاد آدم، حبیب خدا و پیامبر خاتم(ص) شروع می‌كنیم و عید را با یاد او جشن می‌گیریم و اسم زیبا و پسندیده و سیمای پرفروغ و آسمانی‌اش را زینت‌بخش سفره‌های عیدمان می‌كنیم و با شادی می‌خوانیم كه:

 

دو جشن متفق یكدم، هژیر و دلپذیر آمد

یكـی از احمـد خـاتـم، دگـر نـــوروز ایرانی

مریم‌السادات رنجبر


پی‌نوشت‌:



[1]. حدیث نبوی: «ان للقرآن ظهراً و بطناً و لبطنه بطناً الی سبعه ابطن».

[2]. طبق نجوم قدیم آرزو هفت خانه دارد.

[3]. حبه بودن سیر اشاره به یك تویی آن دارد (برخلاف پیاز كه توبر توست) كه نشانة معرفت است و سنایی در این باره در سیرالعباد گفته است:

گاه كردی مرا چو سیر به ناز             گاه در پرده ماندمی چو پیاز

[4]. از دیگر «سین»‌های سفره نوروز، سركه، سماق، سیب و ... هم هست.

 

 

 

منابع:

1ـ آثار الباقیه، ابوریحان بیرونی، ترجمه اكبر دانا سرشت، انتشارات امیركبیر، چاپ سوم، 1363.

2ـ از اسطوره تا تاریخ، مهرداد بهار، گردآورنده ابوالقاسم اسماعیل‌پور، نشر چشمه، چاپ اول، زمستان 1376.

3ـ پژوهشی در اساطیر ایران: مهرداد بهار، انتشارات توس، چاپ اول، زمستان 1362.

4ـ جستاری چند در فرهنگ ایران، مهرداد بهار، انتشارات فكر روز، چاپ دوم، 1374.

5ـ سیرالعباد الی المعاد، سنایی غزنوی، تصحیح و توضیح مریم‌السادات رنجبر، انتشارات مانی، چاپ اول 1378.

6ـ قرآن مجید، ترجمه عبدالمحمد آیتی، انتشارات سروش، چاپ سوم، 1371.