ادامه ی درباره درس ادبیات

شنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٤

سلام. خوش حالم كه در خدمتم. این هم بخشی دیگر.

1.     داستان جن و پری، داستان لیلی و مجنون چند واژه است؟ سه واژه یا یك واژه

مطمئنا 5 واژه. شك دارید؟ بشمارید. مركز زمین همین جاست كه ما الآن ایستاده‏ایم. باور ندارید، وجب بفرمایید.

2.     خداوند دو تكواژ است یا یك تكواژ؟ اگر دو تكواژ حساب كنیم «وند» به چه معناست؟ مگر خداوند گونه آزاد خدا نیست؟ ضمنا آقای وحیدیان دو تكواژ به حساب می‌آورد.

سلام. خوش حالم كه در خدمتم. این هم بخشی دیگر.

1.     داستان جن و پری، داستان لیلی و مجنون چند واژه است؟ سه واژه یا یك واژه

مطمئنا 5 واژه. شك دارید؟ بشمارید. مركز زمین همین جاست كه ما الآن ایستاده‏ایم. باور ندارید، وجب بفرمایید.

2.     خداوند دو تكواژ است یا یك تكواژ؟ اگر دو تكواژ حساب كنیم «وند» به چه معناست؟ مگر خداوند گونه آزاد خدا نیست؟ ضمنا آقای وحیدیان دو تكواژ به حساب می‌آورد.

 پاسخ یك تكواژ است و گونه‏ی آزاد « خدا ».

ما می‏گوییم روزگاری این وند « وند » به شهادت كلام بزرگان، همان « مند » امروزین یا چیزی در حد آن بوده است و لاجرم واژه‏ساز و باز هم لاجرم اشتقاقی. امروز بر خلاف همتای دیگرش « مند » فعال نیست و در نتیجه یك تكواژ آزاد نمی‏تواند به شمار رود؛ زیرا امروزه استقلال دستوری و معنایی خود را از دست داده است. آقای دكتر وحیدیان با استدلال دیگری – اگر اشتباه نكنم- خداوند را دو تكواژ می‏دانند؛ یعنی می‏فرمایند « خدا » یك واژه هست و یك تكواژ و مستقل. به اعتبار استقلال خدا می‏توان « وند » را – به این دلیل كه هنگام جدا شدنش از تكواژ پایه، هنوز هم تكواژ پایه مستقل و با معنا و دقیقا در همان معنای پیشین می‏ماند –  «چیزی» افزون بر پایه دانست و چون در تقسیمات واژگانی « چیزی » هم نداریم، پس ناگزیر باید آن را تكواژ به حساب آورد و با این دلیل خداوند دارای دو تكواژ می‏شود. فرمایش ایشان درست است و قرارمان هم همین بود كه به عنوان مرجع معتبر، حرف ایشان را بپذیریم. باشد؟ آفرین!

3.     «ی» در خدای، جای، موی و ... تكواژ میانجی است؟

قطعا خیر! – اگر پرسش شما دقیقا همین است، پاسخ ما هم دقیقا و قطعا همین.

امّا اجازه بدهید ببینیم... شاید منظور شما « واج میانجی » باشد. در آن صورت، پاسخ ما هم می‏شود:

بله و خیر! باز هم از همان حرف‏هاست، و شاید هنوز هم یادآور همان لحن طنزآلود هم‏كار بزرگوارمان خانم... كه در گردهم‏آیی شیراز، سعدی‏وار فرمودند: پس به اعتبار « تو به هر ضرب كه خواهی بزن و بنوازم »، هرچه گفتیم، درست است. درست است امّا نه هرچه گفتیم. این جا هم  یادمان باشد كه تكواژ میانجی میان دو مصوت میانجی‌گری می‌كند. درحالی‌كه در «خدای»، «جای» و «موی» پس از «ی» مصوتی نیامده است امّا این در صورتی است كه این واژه‌ها به تنهایی به همراه این «ی» به كار روند كه گمان نمی‏كنیم دیگر در سراسر این ملك كسی بگوید « خدای حافظ » یا « او موی‏هایش را رنگ زده است .» یا... بله، در شعر و نثر قدیم معمول بوده است؛ امّا در فارسی امروز هنگامی «ی» در پایان این واژه‌ها ظاهر می‌شود كه بعد از آن‌ها مصوتی آمده باشد؛ نمونه: « خدای بزرگ»، «جای خالی»، «موی سفید»؛ پس «ی» در این موارد صامت میانجی است. خلاصه این‌كه هیچ فارسی زبانی امروزه «خدا»، «جا»، «مو»، «پا» و ... را «خدای»، «جای»، «موی»، «پای» و ... تلفظ نمی‌كند و «ی» در پایان این واژه‌ها در حالت عادی نمی‏آید. هرجا آمد، معلوم است كه زبان آن را لازم داشته و آورده است و... آری، فقط در همان جای لازم، به عنوان صامت میانجی ظاهر می‌شود.

4.     «ی» در بن مضارع گوی، جوی و ... جزء خود كلمه است یا میانجی است؟

 ببخشید. باز هم كه...!

اصلا بفرمایید جایی را شما سراغ دارید كه امروزه فارسی زبانی بگوید: بگوی. چرا تاخیر داشتی؟ كجا بوده‏ای؟

امّا هیچ فارسی زبانی را هم نمی‏توانید بیابید كه بتواند بگوید: می‏گو ـَ م ؛ و به این دلیل ناگزیر است بگوید می‏گویم؛ و از طرف دیگر، بن‏های مضارع امروزه اصلا كاربرد مستقل ندارند؛ چه با «ی» و چه بی آن. امّا اگر در مواردی كه مثال زدیم، بیایند، «ی» در پایان همه‌ی آن‌ها صامت میانجی به شمار می‌آید به جز یك بن مضارع «گری». كه دلیل آن هم آشكار است. اگر گفتید چرا؟

5.     «ه» در صفت مفعولی «گفته» تكواژ صرفی است یا اشتقاقی؟

اشتقاقی؛ زیرا از بن ماضی، صفت مفعولی ساخته است؛ یعنی باعث ساخت واژه‌ای جدید شده است. چرا فقط گفته را مثال می‏زنید؟ در همه‏ی صفت‏های مفعولی همین طور است. اصلا بر منكرش...! سبحان الله. گفته‏بودیم ها!

¤ لینک |ساعت ٤:٥٦ ب.ظ غلامرضا عمرانی

پیام‌هاى دیگران



سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٤

اگر خدا بخواهد این هم بخش دیگری از پاسخ ها

1.      «خاطره» چند تكواژ است؟

تا اندازه‏ای در سؤال قبل راجع به این موضوع صحبت كردیم و اضافه كنیم كه خاطر واقعا همان خاطره نیست؛ پس واژه‏ی جدیدی است و اگر این را قبول داشته باشیم، پس باید قبول كنیم كه  «- ِ» (ه/ ـه) خاطره هم یك تكواژ است. پس خاطره چند تكواژ است؟

1.     حروفی كه در فرآیند واجی كاهش حذف می‌شوند آیا در شمارش واج به حساب می‌آیند یا نه؟ مثلا واژه «دست‌بند» 8 واج است یا 7 واج؟

واضح است كه بستگی به شیوه‌ی خواندن دارد؛ زیرا اعمال فرآیند واجی، اغلب اختیاری است؛ مثلا هیچ كس نمی‌تواند حكم كند كه «روزگار» را همیشه «روزگار» بخوانیم یا «روزِگار». Ruzegar/ ruzgar

خب، حالا سؤال این است كه اگر از ما خواستند واژه‌ای مانند «روزگار» را واج نویسی كنیم، آیا باید فرایند واجی افزایش را در نظر بگیریم، یا خیر. به این سؤال احدی پاسخ نتواند داد! زیرا ایراد در سؤال است نه دانش ما، كسی كه از ما می‌خواهد ساخت واجی «روزگار» را مشخص كنیم بدون آن كه به كمك اعراب‌گذاری شیوه‌ی دقیق خواندن آن را مشخص كرده باشد، یا از دو تلفظی بودن این واژه ناآگاه است، یا به آن بی‌توجه است و یا به عمد به آن بی‌توجهی می‌نماید كه در هر سه حالت زحمت دیگران می‌دارد؛ پس توصیه‌ی ما این است كه از طرح معماهای حل نشدنی – نه به دلیل سختی كه به دلیل كمبود اطلاعات- در درس زبان فارسی مانند همه‌ی درس‌های دیگر جدا باید خودداری كرد. پایان سخن این‌كه ساختار واجی یك واژه‌ی مكتوب را بر اساس شكل مكتوب آن مشخص می‌كنیم، مگر آن‌كه در صورت سؤال قید شده باشد كه فرایندهای واجی ممكن هنگام تلفظ این واژه، درنظر گرفته شود؛ نمونه:

پرسش: ساختار واجی واژه‌ی «دست‌بند» را مشخص كنید.

پاسخ: /د/ + /ـَـ/ + /س/ + /ت/ + /ب/ + /ـَـ/ + /ن/ + /د/

پرسش: ساختار واجی واژه‌ی «دست‌بند» را با درنظرگرفتن فرایندهای واجی هنگام تلفظ آن مشخص كنید.

پاسخ: /د/ + /ـَـ/ + /س/ + /ب/ + /ـَـ/ + /ن/ + /د/

امّا همین نوع سؤال‌ها نیز گاهی مشكل‌زا هستند؛ زیرا به فرض در واژه‌ی «دست‌بند» گاهی ( یعنی دقیقا وقتی كه واژه به یك صامت مخصوصا از نوع لبی برخورد كند= دس‏بن بزن ) واج «د» نیز از پایان «بند» حذف می‌شود، «دست‌بند» = دس‌بَن. یا در واژه‌ی «خواستگاری» امكان بروز دو نوع فرایند واجی هست. 1- خواسگاری  2-خواستِگاری ( گویا به میزان علاقه‏ی خواستگار یا خواسگار بستگی داشته باشد. نه؟ شما این طور فكر نمی‏كنید؟ )

پس راه‌حل نهایی و عاقلانه این است كه از میان خیل واژه‌هایی كه می‌توان تشخیص ساختار واجی آن‌ها را از دانش‌آموز خواست، از خیر این معدود واژه‌ی دو تلفظی بگذریم ( مگر این كه عمدا و قصدا نیت سوئی داشته باشیم وگرنه... ) و اگر هم چنان نیستیم و چنین نمی‌كنیم، حتما در صورت سؤال ذكر كنیم كه باید فرایندهای واجی در نظر گرفته شود و در غیر این‌صورت آن‌چه نوشته شده است، ملاك واج نویسی است و در صورت رعایت نكردن هیچ یك از این موارد نتیجه چیزی نیست جز ضایع شدن حق دانش‌آموز و آزرده شدن او از ما ، از درس، از ...

2.     حروفی كه در فرآیند واجی افزایش، افزوده می‌شوند آیا در شمارش واج به حساب می‌آیند یا نه؟ مثلا: «خیابان» 7 واج است یا 6 واج

به این واژه چیزی افزوده نشده است تا مشمول این عنایت باشد؛ فقط تغییرe   به i صورت گرفته كه تقریبا دارد شامل همه‏ی e ها می‏شود؛ پس این واژه دو تلفظی نیست و تنها به یك شكل خوانده می‌شود: /خ/ + /ی= i/ + /ی=y/ +‌/ا/ + /ب/ + /ا/ + /ن/؛ امّا در عروض مصوت اول این‌گونه واژه ها را /-ِ/ در نظر می‌گیرند؛ یعنی بر اساس سنت تلفظ قدیم، همان گونه كه بوده  است.

3.     حروفی كه در فرآیند واجی ادغام می‌شوند آیا در شمارش واج به حساب می‌آیند یا نه؟ مثلا كبوده 6 واج است یا 7 واج

این واژه هم تنها به یك شكل تلفظ می‌شود؛ امّاراستی چند واج است؟ بشماریم؟ 1، 2،... آها، شد 7 تا. اشتباه كردم؟ یك بار دیگر بشماریم. نه، باز هم هفت تاست. چرا؟ حالا فهمیدم چرا. شما هم متوجه شدید؟ آفرین! پس شما هم مثل من  «ه» را در پایان این واژه به شكل «صامت هـ » تلفظ كردید نه مصوت ، مگر نه این كه همان كبودده است؟  ( پس همان‌گونه كه «ه» را در واژه‌ی «ده» به شكل صامت تلفظ می‌كنیم... الخ )

4.     داستان جن و پری، داستان لیلی و مجنون چند واژه است؟ سه واژه یا یك واژه

مطمئنا سه واژه

5.     خداوند دو تكواژ است یا یك تكواژ؟ اگر دو تكواژ حساب كنیم «وند» به چه معناست؟ مگر خداوند گونه آزاد خدا نیست؟ ضمنا آقای وحیدیان دو تكواژ به حساب می‌آورد.

یك تكواژ زیرا «وند» امروزه استقلال دستوری و معنایی خود را از دست داده است.

6.     «ی» در خدای، جای، موی و ... تكواژ میانجی است؟

خیر، یادمان باشد كه تكواژ میانجی میان دو مصوت میانجی‌گری می‌كند. درحالی‌كه در «خدای»، «جای» و «موی» پس از «ی» مصوتی نیامده است امّا این در صورتی است كه این واژه‌ها به تنهایی به همراه این «ی» به كار روند كه در شعر و نثر قدیم معمول بوده است؛ امّا در فارسی امروز هنگامی «ی» در پایان این واژه‌ها ظاهر می‌شود كه بعد از آن‌ها مصوتی آمده باشد؛ نمونه: « خدای بزرگ»، «جای خالی»، «موی سفید» پس «ی» در این موارد صامت میانجی است. خلاصه این‌كه هیچ فارسی زبانی امروزه «خدا»، «جا»، «مو»، «پا» و ... را «خدای»، «جای»، «موی»، «پای» و ... تلفظ نمی‌كند و «ی» در پایان این واژه‌ها تنها به عنوان صامت میانجی ظاهر می‌شود.

7.     «ی» در بن مضارع گوی، جوی و ... جزء خود كلمه است یا میانجی است؟

«ی» در پایان همه‌ی بن‌های مضارع صامت میانجی به شمار می‌آید به جز «گری». كه دلیل آن هم آشكار است.

8.     «ه» در صفت مفعولی «گفته» تكواژ صرفی است یا اشتقاقی؟

اشتقاقی. زیرا از بن ماضی، صفت مفعولی ساخته است، یعنی باعث ساخت واژه‌ای جدید شده است.

9.     «ه» در «گفته است» تكواژ صرفی است یا اشتقاقی؟ اگر صرفی است چرا مگر چه فرقی می‌كند با واژه «گفته»؟

ما هم همین را می‌گوییم. اشتقاقی است.

 

¤ لینک |ساعت ٦:٥۳ ب.ظ غلامرضا عمرانی

پیام‌هاى دیگران



یکشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٤

تاسف از این همه وقت

با سلام

فقط اعلام کنم که برای uplowd كردن نوشته ها ساعتها و ساعت ها وقت صرف كردم ولی ... با كمال تاسف ... نه . از شما هم كاری ساخته نیست. فقط دعا كنید كه تكنولوژی ما را این طور به سخره نگیرد.

عمرانی

¤ لینک |ساعت ۸:٢٧ ب.ظ غلامرضا عمرانی

پیام‌هاى دیگران



یکشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٤

 

 

 

سركار خانم سلمان پور

با تشكر از شما و سؤال‏های خوبتان، تا آن جا كه به عقل من می‏رسد، پاسخ سؤال‏های شما را این‏جا می‏دهم و اما…

این حرف‏ها حرف امروز من است. من امروز این قدر می‏دانم. فردا را كه دیده است؟ شاید فردا تمام حرف‏های امروزم را پس گرفتم. مگر نگفته‏اند حرف مرد یكی است؟

 

سؤال اول - «می‌بینمشان» چند واژه است؟ اگر یك واژه است مگر می‌تواند دو گروه اسمی و فعلی باشد؟

پاسخ سؤال اول:

 با اجازه‏ی بزرگ‏ترها، نمی‏خواهم ناگهان بپرم وسط مطلب.

بنا براین ابتدا به پاسخی كه به آقای آقایی داده‏ایم، مراجعه بفرمایید. بعد هم بقیه‏ی این مطلب را بخوانید.

دو واژه است؛ زیرا:

1- همیشه در زنجیره‌ی جانشینی، یك واژه جای‏گزین ضمیرهای پیوسته‌ی شخصی می‌شود؛ نمونه: می‌بینم آن‌ها را، می‌بینیم تو را و ...

2- هنوز هم امكان جابه‏جایی این ضمیر در جمله وجود دارد كه همین نشانه‌ی استقلال آن‌هاست؛ نمونه: پیدایش كردم- كه می‏شود: پیدا كردمش و ...

یادمان باشد كه یكی از شرایط یا ویژگی‏های كلمه را امكان جابه‏جایی آزاد آن در جمله گرفته‏اند.

سؤال دوم - «بزرگم» ، «معلمی» چند واژه است؟ اگر یك واژه به حساب آوریم مگر «م» یا «ی» به جای فعل هستم و هستی نمی‌باشد؟ در این صورت باید «م» و «ی» به تنهایی یك واژه حساب شود.

پاسخ سؤال دوم:

 به همان دلیل بالا دو واژه است.

          ـ  نمونه‌ی دلیل 1 : معلمی : كه می‏شود: معلم هستی، معلم بودی، معلم شدی و ...

        ـ  نمونه‌ی دلیل 2 : معلم كلاس سومی‌هایی، معلم شنایی و ... پس «ی» جزئی از واژه‌ی «معلمی» نیست و گرنه امكان جداشدنش از این واژه وجود نداشت؛ زیرا یكی دیگر از ویژگی‌های واژه آن است كه نمی‌توان اجزای دیگر كلام را میان عناصر سازنده‌ی واژه وارد كرد.

می‏توانیم تلقی سنتی‏مان را، مخصوصا در زبان فارسی، از واژه عوض كنیم. واژه آن است كه نتوان در آن شكاف ایجاد كرد و عنصر زبانی دیگری را در محل آن برش وارد كرد. شكل نوشتاری واژه گولمان نزند. این ویژگی را شاید همه‏ی زبان‏هایی كه حروفشان هنگام نوشتن به هم می‏چسبد، دارند. اگر این ویژگی را ملاك قرار دهیم، پس هر چند نشانه‏ای كه در نوشتن به هم بچسبند، باید یك واژه به حساب آیند و حال آن كه می‏دانید و می‏دانیم كه چنین نیست؛ مثلا خطش چند واژه است؟ خطنحسش چه طور؟ خطنحسكجش چه طور؟ و این زنجیره را همین طور اگر می‏توانید، ادامه بدهید. به قول مشهدی‏ها : نمتنیبخنیشنخنشیره، مسئول خواندنش ما نیستیم. باشد؟

امّا معلمی به معنای معلم‏بودن چه‏طور؟ این را دیگر، شما پاسخ بدهید. باشد؟

سؤال سوم -  «كتابم»، «دفترش» چند واژه است؟ به طور كل ضمائر متصل اضافی آیا تكواژ آزاد هستند یا تكواژ وابسته؟