شرح ابیات و آرایه های ادبی قصیده ی «ایوان مداین» خاقانی

شرح ابیات و آرایه های ادبی قصیده ی «ایوان مداین» خاقانی

شرح ابیات و آرایه های ادبی قصیده ی «ایوان مداین» خاقانی

(درس پنجم ادبیات 2 پیش دانشگاهی علوم انسانی)

 تدوین:                      اکبر یحیوی          دبیر مقطع متوسطه و پیش دانشگاهی شهرستان نکا   

 

1- هان! ای دلِ عبرت بین! از دیده عبر کن، هان!    

                             ایوانِ مداین را آیینه ی عبرت دان.

·  ای دل پند پذیر، آگاه باش و از آنچه می بینی پند بگیر و ویرانه های ایوان مداین را مایه ی عبرت قرار بده.

هان: (شبه جمله) آگاه باش، به هوش باش. // عبرت بین: (صفت فاعلی مرکّب مرخّم) عبرت فزاینده، پند فزاینده. //  عبر: (جمع عبرت) پند گرفتن ها و پند آموزی ها. //  ایوان مداین، با «تشبیه بلیغ» به آیینه مانند شده است. // ایوان: کاخ. //  مداین: جمع «مدینه» است به معنی شهرها، امّا از آن مجازاً «تیسفون» خواسته شده که پایتخت پادشاهان ساسانی بوده است و ایوان مداین به نام «ایوان کسری» و «طاق کسری» معروف شده است. // «هان» با «دان» جناس ناقص اختلاقی. //  «عبر» به معنی جاری شدن اشک با کلمه ی دیده «ایهام تناسب» دارد. // واج آرایی: تکرار مصوّت بلند «ا» در مصراع دوم. // آرایه ی اشتقاق میان عبرت و عبر. //  آرایه ی تکرار «عبرت، در اول و آخر مصراع». // بیت پنج جمله است. // واژه های قافیه: «هان» و «دان» / حروف اصلی: «ان» / حروف الحاقی ندارد./ قاعده ی 2.

 

2- یک ره، ز لب دجله، منزل به مداین کن؛     

وز دیده، دوم دجله بر خاک مداین ران.

· یک بار از کنار دجله به کاخ مداین بیا و در آنجا اقامت کن (و به یاد گذشته ها و ناپایداری جهان) از اشک چشمان خود، دجله دیگری در کنار رود دجله، جاری کن.

دجله: رودی است بزرگ در بین النّهرین، نام دیگر آن اروند است. // دوم: صفت شمارشی ترتیبی است که پیش از موصوف خود آمده است. «دجله دوم» استعاره ی مصرّحه از «اشک بسیار» است و نقش مفعولی دارد. //  یک ره: یک بار (قید). // مصراع دوم اغراق دارد.

 

3- خود دجله چنان گرید صد دجله ی خون ؛ گویی،   

                            کز گرمی خونابش، آتش چکد از مژگان!

·  خود دجله برای این موضوع به اندازه ی صد دجله خون می گرید، گویی که از گرمی اشک خونین او آتش از مژگان او می چکد.

 خوناب: (اسم مرکّب) آب با خون آمیخته، اشک خونین. //  دجله، با استعاره مکنیّه (تشخیص)، گریان و دارای مژگان پنداشته شده است. // مصراع دوم اغراق دارد. // بیت سه جمله است. //  مراعات نظیر میان «گرمی» و «آتش». // متناقض نما: چکیدن آتش از مژگان دجله (آتش با چکیدن که از ویژگی های آب است تضاد دارد).

ادامه مطلب

اسلوب معادله

                               اسلوب معادله درکتاب درسی دوره متوسطه

 

اسلوب معادله .اصطلاحی است که برای اولین بار دکتر شفیعی کدکنی به کاربرده است ایشان می گویند:

به خاطراستفاده درسبک شناسی ان رابه عمد ساخته ام وهمچنین به خاطر اشتباه نشدن با ارسل المثل وهرنوع مصراع حکمت امیز دیگری که بتواند جای مثل را بگیرد

ویژگی های اسلوب معادله:

 یک ساختارمخصوص نحوی است یا به عبارت دیگر دو مصراع یک بیت کاملا" از نظرنحوی مستقل است و هیچ حرف ربط یا شرط یا چیز دیگری دو مصراع  یا بیت را از نظر معنی ونحوی با هم مرتبط نمی کند مثلا دربیت :

سرم ازخدای خواهد که به پایش اندر افتد        که در اب مرد ه بهتر که در ارزوی ابی

 حرف ربط که در مصراع دوم باعث شده که مصراع دوم وابستگی به جمله ی قبل داشته باشد واین ارایه را ندارد ویا در بیت :بلبل از گل بگذرد چون در چمن بیند مرا    بت پرستی کی کند گر برهمن بیند مرا

تکرار بیند مرا در هر دو مصراع سبب ارتباط معنایی بین دو مصراع شده

بهترین راه برای شناخت این ارایه بررسی از دید گاه زبان شناختی است که در قالب معادله ی دو جمله بررسی شود به عبارت دیگر مصراع ها معادلی برای یک دیگر هستند

محرم این هوش جز بیهوش  نیست            مر زبان را مشتری   جز گوش نیست

می توان علامت = بین دو مصراع قرار داد وهر کدام از مصراع ها دو سوی معادله دانست به عبارت دیگر هر کدام از مصراع ها میتوان به جای مصراع دیگری قرار داد و معنی واحدی دریافت کرد

عشق چون اید برد هوش دل فرزانه را       دزد دانا می کشد اول چراغ خانه را

به عبارت دیگر شاعر پیام اصلی را در یک مصراع می اورد وبه خاطر ملموس تر شدن ان اشاره به موضوعی محسوس و مادی در قالب تشبیه بدون استفاده از ادات تشبیه مینماید و تقریبا"می توان بین دو مصراع «همان گونه که »قرار داد ومعنی درستی از ان استنباط کرد

این ارایه از قرن دهم به بعد محور اصلی سبک هندی قرار می گیرد ودر شعر قدما نمونه هایی دارد

با این تفاوت که در شعر قدما معمولا بین دو بیت میاید ولی  در سبک هندیبا این بسامد بالافقط بین دو مصراع یک بیت می آید مانند :

حذر کن ز نادان ده مرده گوی                چو دانا یکی گوی وپرورده گوی

صد انداختی تیر وهر صد خطاست            اگر هوشمندی یک اندازو راست

 و در سبک هندی از بیدل دهلوی :

جهان خونریز بنیاد است هشدار              سر سال از محرم آفریدند

   آرایه مذکور در سروده های شاعران سبک هندی شاخه ایرانی مانند صائب ، طالب آملی وسلیم تهرانی به وفور یافت می شود حتی در بعضی از غزلیات پایه واساس تمام غزل این آرایه را دارد ولی در سبک هندی شاخه هندی این ارایه نسبت به شاخه ایرانی کمتر یافت می شود مانند شعر بیدل دهلوی .

  در ایران نیز شاعرانی چون حافظ کمتر از اسلوب معادله بهره برده است ولی شاعر همشهری او سعدی شیرازی از این ارایه بسیار استفاده کرده است وگویا در این راه به شاعر معروف عرب متنبی که شهرتش در بین اعراب به این آرایه است نظر داشته است .

   اینک نمونه ای از آرایه اسلوب معادله در کتاب های درسی دوره ی متوسطه .

 پیشانی عفو تورا پر چین نسازد جرم ما                 آینه کی بر هم خورد از زشتی تمثالها

دل من نه مرد آن است که با غمش برآید                مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی

برای خاطرم غم افریدند                                    طفیل چشم من نم آفریدند

وداع غنچه را گل نام کردند                               طرب را ماتم غم   آفریدند 


برگرفته از سایت گروه زبان وادبیات فارسی   بجنورد