اندیشه های ادبی و چشمانت رازِ آتش است. و عشقت پیروزیِ آدمی‌ست هنگامی که به جنگِ تقدیر می‌شتابد. و آغوشت اندک جایی برای زیستن اندک جایی برای مردن و گریزِ از شهر که با هزار انگشت به وقاحت پاکیِ آسمان را متهم می‌کند. http://2shanbeh.mihanblog.com 2020-10-27T18:15:00+01:00 text/html 2017-06-04T21:36:20+01:00 2shanbeh.mihanblog.com توحید فروغی اندرز http://2shanbeh.mihanblog.com/post/146 <span style="box-sizing: border-box; font-weight: 700; color: rgb(51, 51, 51); font-family: iran_sansregular, Helvetica, Arial, sans-serif; font-size: 16px;"><font size="5" style="box-sizing: border-box;"><span style="box-sizing: border-box; color: rgb(0, 0, 0);">امام جواد علیه السلام:</span><br style="box-sizing: border-box;"><br style="box-sizing: border-box;"><span style="box-sizing: border-box; color: rgb(0, 0, 0);">تو را به پنج چیز سفارش می کنم :</span><br style="box-sizing: border-box;"><br style="box-sizing: border-box;"><span style="box-sizing: border-box; color: rgb(0, 0, 0);">اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن</span><br style="box-sizing: border-box;"><span style="box-sizing: border-box; color: rgb(0, 0, 0);">اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن&nbsp;</span><br style="box-sizing: border-box;"><span style="box-sizing: border-box; color: rgb(0, 0, 0);">اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو&nbsp;</span><br style="box-sizing: border-box;"><span style="box-sizing: border-box; color: rgb(0, 0, 0);">اگر مدحت کنند شاد مشو&nbsp;</span><br style="box-sizing: border-box;"><span style="box-sizing: border-box; color: rgb(0, 0, 0);">و اگر نکوهشت کنند، بیتابی مکن.</span></font></span> text/html 2016-06-10T12:28:01+01:00 2shanbeh.mihanblog.com توحید فروغی داستان ضحاک نقل از سایت تبیان http://2shanbeh.mihanblog.com/post/145 <h2> <div class="GImg"><img alt="بازخوانی داستان ضحاک و شناخت اساطیر" src="http://img1.tebyan.net/big/1391/05/64881773682372502282246147117174493218.jpg" align="left"></div></h2> <h2>خلاصه داستان </h2> <p>مرداس شاهی خداشناس و حاکم سرزمین نیزه گزار است . او پسری به نام ضحاک دارد که صاحب هزار اسب است . دیو دل ضحاک را تباه می کند و او را تشویق و ترغیب به کشتن پدر می سازد و بدین سان ضحاک با کشتن پدر جانشین وی می شود . بعد از رسیدن به قدرت دیو فریبی دیگر می سازد و به شکل آشپز بر وی ظاهر می شود و برای او از گوشت ، تخم مرغ و مرغ غذا می سازد . ضحاک دل به مهر وی می سپارد و برآن می شود که به خاطر کار او به وی پاداشی دهد. دیو تنها می خواهد که بر دو شانه ی وی بوسه زند . از بوسه ی دیو بر دو شانه ی ضحاک دو مار شگفت می روید و آرام را از وی می رباید . دیو با این ترفند می خواهد که جهان را از مردمان خالی سازد ، به همین دلیل پادشاه نگون بخت را راهنمایی می کند که از مغز جوانان ماران را خورش دهد تا مگر با این پرورش از بین بروند .</p> <p>در همین زمان مردم ایران دل از مهر جمشید گسسته اند و به سوی او می شتابند و او را شاه ایران می خوانند.پادشاه مار بر دوش به ایران می آید تاج بر سر می نهد و جمشید را پس از صد سال آوارگی از پا در می آورد و دختران وی ارنواز و شهرناز را به زنی می گیرد . ضحاک هزار سال به بیداد و تباهی فرمان می راند و هر شب از مغز جان دو جوان خورش برای دو مار می سازد . سرانجام دو نژآده ی ایرانی به نام ارمایل و گرمایل به فکر تدبیر و چاره جویی می پردازند و به نام آشپز و خوالیگر نزد شاه می روند و زمین خدمت می بوسند . آنان هر بار گوسفندی را به جای یکی از جوانان می کشتند و بدین سان هر ماه سی جوان را از مرگ نجات می دادند و آن ها را به کوه می فرستادند و به دامداری می پرداختند . کردان از نژآد این جوانانند .</p> <p>شبی ضحاک&nbsp;در خواب می بیند که جوانی گرزه گاوسار در دست دمان به پیش وی می رود و پالهنگ بر گردن وی می نهد . یکی از خوابگزارن خواب ضحاک را این گونه تعبیر می کند که آفریدون از مادر خواهد زاد و باگرزه ی گاو چهرش بر فرق وی خواهد کوفت. در همین ایام فریدون و گاو پرمایه پا به عرصه هستی می نهند . آبتین پدر فریدون که از موبدان است به دستور ضحاک کشته می شود و فرانک مادر فریدون از بیم گزند ضحاک ، فرزند را به مرغزاری می برد و او را به نگهبان مرغزار می سپارد . نگهبان سه سال فریدون را با شیر گاو پرمایه می پرورد . فرانک که هم چنان از ضحاک بیمناک و هراسان است فرزند را به البرز کوه می برد و به مردی دینی می سپارد . فریدون تا&nbsp; شانزده سالگی در کوه البرز می ماند .فریدون از مادر درباره نژاد و تبار خویش می پرسد و مادر داستان را از آغاز برای فرزند بازگو می کند . دل فریدون از گفته های مادر به درد می آید و برآن می شود که به ایوان ضحاک حمله کند. در همین ایام که ضحاک در اندیشه ی یافتن فریدون است مردی به نام کاوه آهنگر&nbsp; نزد وی می آید و از ظلم و بیداد&nbsp;او داد سخن سر می دهد.کاوه مردم را به یاری فریدون و جنگ با ضحاک فرا می خواند.فریدون با گرز گاو رنگ به همراه سپاهی به کاخ ضحاک حمله می کند . در آن زمان که ضحاک برای یافتن فریدون از کاخ خارج شده فریدون به ایوان وی حمله می کند و ارنواز و شهر ناز را از مشکوی ضحاک بیرون می آورد و از آن ها می خواهد که به آیین سرشان را بشویند و از آلودگی رهایی یابند. وزیر ضحاک کندرو به او خبر می دهد که فریدون به کاخ حمله کرده و شهرناز و ارنواز را به همسری گرفته است . ضحاک دمان به سوی ایوان خویش می آید و به نبرد با فریدون</p> <p>می پردازد. فریدون تصمصیم می گیرد که ضحاک را از پای در آورد اما سروش به نزد وی می آید و او را از کشتن برحذر می دارد .در نهایت ضحاک را به کوه دماوند می برد و در آن جا با میخ هایی گران سنگ فرو می بندد . </p> <h2>نمادها و بنیادهای داستان </h2> <p>1 – &nbsp;ضحاک : این نام تازی شده ی&nbsp; دهاک پهلوی است . اژی دهاک که پاره ی اول این نام به معنای مار است . در اوستا گاه تنها اژی آورده است . و آن دیوی است که اهریمن برای تباهی جهان&nbsp; راستی و نابودی مردمان آفریده شده است . در نماد اسطوره شناسی ایران نماد مار است و آن نشان اهریمن است . اهریمن زمانی که می خواهد به تباهی و زیانکاری بپردازد در پیکر و چهره ی مار به نمود می آید . در شاهنامه ضحاک را با اهریمن پیوندی تگاتنگ و ناگسستنی است . </p> <div class="GeneralSooTitr"> <div style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: auto" class="SooTitrContent">فریدون نقطه مقابل ضحاک است از دید نماد شناسی نماد ناساز و مقابل وی است از رویارویی این دو هماورد و ناساز حماسه شکل می گیرد . چرا که حماسه جز ستیز ناسازها نیست .</div></div> <p>2 – فریدون : در اوستا ثراتئون و در پهلوی فریتون است . نام پدرش آبتین و نام مادر وی فرانک است . آبتین از دیدندانان و موبدان هوم&nbsp; است . این موبدان کسانی بوده اند که گیاه اسرار آمیز هوم را می یافته و آن را در هاون می کوبیدند و شیرابه&nbsp; آیینی فراهم می کردند . فریدون نقطه مقابل ضحاک است از دید نماد شناسی نماد ناساز و مقابل وی است از رویارویی این دو هماورد و ناساز حماسه شکل می گیرد . چرا که حماسه جز ستیز ناسازها نیست . فریدون پهلوانی خجسته است و دارای خورنه ( فر ) و پیام آور شادی و بهره مند از نیروهای پاک و ایزدی است . فریدون را می توان پادشاه و پهلوان مهری نام نهاد . جشن مهرگان را فریدون بنیاد نهاد و در مهرماه کلاه کیانی بر سر نهاد .</p> <p>3 – کندرو : کارگزار و وزیر ضحاک است . در داستان ضحاک چهره یی کم فروغ و از رده پایین دارد . فردوسی کندرو را این چنین معرفی می کند : کسی که همراه بیداد ضحاک است و به آهنگ آن هرگز از بیداد جدایی نگیرد به کندی در پیش آن گام می زند . از کارهای پهلوانانه ی گرشاسب کشتن کندرو است که به دیو زرین پاشنه مشهور است .</p> <p>4 – گاو پرمایه:گاوی نمادین و شگفت است. همزمان با تولد فریدون زاده می شود. فریدون با شیر این گاو پرورش می یابد . از دید اسطوره شناسی فریدون اهورایی که برای مقابله با اهریمن به دنیا می آید دارای دایه یی نمادین و افسانه یی چون گاو پرمایه است . در فرهنگ ایرانی همانند دیگر فرهنگ های آریایی گاو دامی آیینی و سپند است .</p> <p>گاو در باور ایرانی نماد آفرینش و حیات خاکی ، آبی و آفرینش فرودین است . نمونه راز وارانه ی زمین. به همین دلیل است که در باور های کهن زمین را نهاده بر شاخ گاو می دانستند .</p> <p>5 – آهن همواره نشانه ی چیرگی و جنگاوری بوده است . هوشنگ&nbsp; پس از آن که آتش را از دل سنگ خارا به در آورد آهن آبگون را سرمایه ساخت . این دو یعنی آتش و آهن با هم در پیوند هستند . در داستان ضحاک گاو و آهن دو نماد آمیخته با هم هستند . فریدون از آهنگران می خواهد تا گرزی گاو سار از آهن برای او بسازند .</p> <p>6 – البرز کوه : این کوه در بیشتر داستان های شاهنامه وجود دارد . فرانک فرزند را از بیم ضحاک به البرز کوه می برد . تهمورث دیو بند بر نشسته بر اهریمن به البرز کوه رفت ، سیمرغ زال را در البرز کوه پرورش داد فریدون در البرز کوه بالید . البرز برترین و نخستین کوهی است که از زمین رسته است .</p> <p>7 -&nbsp; دشت سواران نیزه گزار : سرزمینی است که ضحاک از آن بر می خیزد . گویند شامل عربستان کنونی است . این سرزمین در ذهن ایرانیان یاد و خاطره یی تلخ و وهمناک دارد . این امر شاید ناشی از پیکارهای خونینی با اقوام سامی نژاد&nbsp; چون آشوریان و بابلیان می باشد که در ذهنیت ایرانیان مانده است .</p> <p>8 – گوشتخواری : یکی از نمادهای اهریمنی ضحاک گوشتخواری وی است . اهریمن به قصد تباهی وی و تسلط بر او و ایجاد روحیه دد منشی و درنده خویی او را به گوشتخواری خو می دهد و بدین سان بر وی چیره می شود . گوشتخواری در باور کهن خویی اهریمنی است . </p> <p>9 – پیشگویی و کشتن نوزادان : ضحاک پس از نهصد و اندی از حکومت خویش درخواب می بیند که فریدون با گرزه&nbsp; گاوسار در میانه دو جنگجوی دلیر و دمان به پیش می آید و پالهنگ به گردن وی می نهد . خوابگزاری به نام زیرک به او می گوید که فرجام وی به دست فریدون است . ضحاک به کشتن نوزادان می پردازد تا به خیال خود فریدون را بکشد . شبیه این داستان را در داستان نمرود و ابراهیم ، فرعون و موسی ، هرود و حضرت عیسی&nbsp; می بینیم.</p> text/html 2016-03-18T11:56:53+01:00 2shanbeh.mihanblog.com توحید فروغی عید مهربانی 95 http://2shanbeh.mihanblog.com/post/144 <img src="<a href=" http:="" uupload.ir="" "="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"><img src="http://uupload.ir/files/kxbf_aquarium-plaatje-025.gif" alt="آپلود عکس" border="0">" alt="" /&gt; text/html 2016-03-18T11:53:14+01:00 2shanbeh.mihanblog.com توحید فروغی دعای تحویل سال http://2shanbeh.mihanblog.com/post/143 <img src="<a href=" http:="" uupload.ir="" "="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"><img src="http://uupload.ir/files/52q_lpa0_40056.gif" alt="آپلود عکس" border="0">" alt="" /&gt; text/html 2016-03-09T08:05:12+01:00 2shanbeh.mihanblog.com توحید فروغی معنی جان در مثنوی مولوی http://2shanbeh.mihanblog.com/post/141 <br><font face="Mihan-Nassim" size="4"> </font><div class="menutopimage" style="background:none; "><font face="Mihan-Nassim" size="4"><a style="font-weight:bold; " href="http://shekarook.blogfa.com/post-21.aspx">معنای جان در مثنوی معنوی- دکتر محمد مجتهد شبستری</a></font></div><font face="Mihan-Nassim" size="4"> &nbsp; </font><p dir="rtl" align="justify"><font face="Mihan-Nassim" size="4">امروز روز خوبی بود. مدتها بود دوست داشتم محضر مجتهد شبستری را از نزدیک درک کنم. مؤسسه سروش مولانا این مجال را فراهم کرد و در جلسه سخنرانی ایشان در ایوان شمس شرکت نمودم. موضوع سخن، معنای جان از نظرگاه مولوی بود. دکتر در ابتدا اذعان کردند که من مولوی شناس نیستم و صرفا یافته های خود را هر از چند گاهی در این باب با مخاطبان در میان می گذارم. صلابت سخن دکتر آنگاه که با مباحث هرمنوتیک &nbsp;- که تخصص اصلی اوست- در هم می پیچید وضوحی دوچندان می یافت. </font></p><font face="Mihan-Nassim" size="4"> </font><p dir="rtl" align="justify"><font face="Mihan-Nassim" size="4">"جان" در مثنوی معنوی به معنای نفس و&nbsp;هستی به کار نرفته است. (وقت آن آمد که من عریان شوم/ نقش بگذارم سراسر جان شوم) جان در نگاه مولوی مترادف است با "خبر" (جان نباشد جز خبر در آزمون/ هرکه را افزون خبر جانش فزون/جان ما از جان حیوان بیشتر/از چه ؟ زان رو که فزون دارد خبر) اما این خبر نه از نوع علم حضوریست نه علم شهودیست و نه علم مطابقت ذهن با عین است بلکه "خبر" یک حقیقت زمانمند است و لحظه به لحظه نو به نو می شود( درهر سه نوع علم یاد شده، خبر به محض تبدیل شدن به علم از نو شدن بازمی ایستد مثلا وقتی برای اولین بار می گوییم 2 ضرب در 2 مساوی 4 می شود این یک خبر است اما به محض اینکه این خبر تبدیل به علم شد و تثبیت شد دیگر از خبر بودن ساقط می شود). </font></p><font face="Mihan-Nassim" size="4"> </font><p dir="rtl" align="justify"><font face="Mihan-Nassim" size="4">مولای رومی مفهومی دیگر را در همین راستا به کار می گیرد با عنوان "عدم" (پس چه باشد عشق، دریای عدم) حلقه ارتباطی این تعابیر اینجا شکل می گیرد که مولانا اعتقاد دارد عالم "عدم" عالمیست که شما از قفس آزاد شده اید و به طور مطلق با "خبر"ید . مولانا عملا راوی عدم است نه راوی وجود&nbsp; و فناء فی الله همان خبر یافتن از "عدم" است و می گوید در "وجود" دنبال خدا نگرد بلکه در "عدم" او را جستجو کن(پس در آ در کارگه یعنی عدم/تا ببینی صنع و صانع را بهم/کارگه چون جای روشن‌دیدگیست/پس برون کارگه پوشیدگیست) (گوهری بودم، نهــان اندر صدف/ در کف دریای خلقــــت بی هــدف/موجی از عشق آمد،از جایم بکند&nbsp;&nbsp;/گاهی اینســـو، گاهی آنسـویم فکند/&nbsp;مدتی در سینــــه اش جایم بداد/&nbsp;آنگه افکنــــدم در آغوش جمــــاد/از جمادی مــــردم و نامی شدم/ و ز نمــــا مردم ز حیوان ســـرزدم/ مردم از حیــــــوانی و آدم شدم&nbsp;/ پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم/ حمله دیگـــر بمیـــرم از بشــر&nbsp;/ تا بــر آرم از ملائــک بـــال و پـر/ بار دیگر از ملــک هم بگـــذرم&nbsp;/ آنچـــه اندر وهـــم ناید آن شـــوم/ پس "عدم" گردم عدم چون ارغنون/ گــویــدم انّـــا الیـــه الــراجعــون) </font></p><font face="Mihan-Nassim" size="4"> </font><p dir="rtl" align="justify"><font face="Mihan-Nassim" size="4">پس مراد مولوی از "جان" همان "عدم" است و آنگاه که نقش را کنار می گذارد و همه جان می شود می خواهد قفس هستی را -به تعبیر نیشی تانا یکی از فلاسفه ی بودیست ژاپنی- سوراخ کند و در فضایی بی حد و مرز بی واسطه با حقیقت روبرو شود. مخلص کلام اینکه حقیقت در نظر مولانا یک حادثه است حادثه ی خبردار شدن. مولوی اگر در آغاز روایتگر "وجود" بوده در انجام روایتگر "عدم" شده است و بواقع مولانا در دفاتر ششش گانه مثنوی معنوی سرگذشت خروج تدریجی خود را از "وجود" و ورود خود را به "عدم" روایت کرده است.&nbsp;</font></p><font face="Mihan-Nassim" size="4"> </font><p align="justify"><font face="Mihan-Nassim" size="4">این مطالب تقریری در کمال تلخیص از سخنان اندیشمند و فیلسوف گرانقدر دکتر مجتهد شبستری بود که حلاوت گفتارش هنوز در جانم باقیست.&nbsp;&nbsp;&nbsp;</font></p><font face="Mihan-Nassim" size="4"> </font><p align="justify"><font face="Mihan-Nassim" size="4">ح.رضوی فرد</font></p> text/html 2015-03-09T10:48:35+01:00 2shanbeh.mihanblog.com توحید فروغی عبرت http://2shanbeh.mihanblog.com/post/139 <blockquote style="margin: 0 0 0 40px; border: none; padding: 0px;"><div><p align="center" style="margin: 0.5em 0px; line-height: 36px; "><font size="4" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(0, 128, 0); "><b><font color="red">گرگـــها</font>&nbsp;<font color="black">خوب بــدانند در این ایل غریــب</font></b></span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</font></p></div><div><p align="center" style="margin: 0.5em 0px; line-height: 36px; "><font size="4" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(0, 128, 0); "><b>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<font color="black">گر پــدر</font>&nbsp;<font color="red">مـُــرد&nbsp;</font><font color="black">تفنگ پدری هسـت هنوز</font></b></span>&nbsp;<b>&nbsp;</b>&nbsp;</font></p></div><div><p align="center" style="margin: 0.5em 0px; line-height: 36px; "><font size="4" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(0, 128, 0); "><b><font color="black">گرچه مردان قبیله همگی</font>&nbsp;<font color="red">کشته</font>&nbsp;<font color="black">شدند &nbsp; &nbsp;&nbsp;</font>&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;</b></span>&nbsp;</font></p></div><div><p align="center" style="margin: 0.5em 0px; line-height: 36px; "><font size="4" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(0, 128, 0); "><b>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<font color="black">توی گهواره چوبی ،&nbsp;</font>پسری<font color="black">&nbsp;هست هنوز</font></b></span>&nbsp;<span style="color: rgb(255, 255, 255); "><b>&nbsp;</b></span>&nbsp;</font></p></div><div><p align="center" style="margin: 0.5em 0px; line-height: 36px; "><font size="4" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(0, 128, 0); "><b><font color="black">آب اگر نیست نترسید ، که در قافله مان&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</font>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</b></span></font></p></div><div><p align="center" style="margin: 0.5em 0px; line-height: 36px; "><font size="4" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><span style="color: rgb(0, 128, 0); "><b><font color="blue">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; دل دریایی</font>&nbsp;<font color="black">و</font>&nbsp;<font color="blue">چشمان تــَـری</font>&nbsp;<font color="black">هست هنوز</font></b></span></font></p></div></blockquote><div><div></div></div> text/html 2015-03-07T10:15:44+01:00 2shanbeh.mihanblog.com توحید فروغی از جمادی مردم و نامی شدم http://2shanbeh.mihanblog.com/post/138 <div class="posttitle" style="font-family: Tahoma; font-weight: bold; color: navy; padding-top: 1px; padding-bottom: 2px; line-height: 16px; text-align: right;"><a href="http://12252.blogfa.com/post/41/%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d9%85%d8%a7%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%85" style="color: navy; text-decoration: none;"><font size="3">از جمادی مردم و نامی شدم</font></a></div><div class="postbody" style="font-family: Tahoma; padding-top: 1px; padding-bottom: 2px; padding-left: 3px; line-height: 1.5em; text-align: right;"><p dir="rtl"><font size="3">&nbsp;</font></p><p dir="rtl"><font size="3"><a name="OLE_LINK2"></a><a name="OLE_LINK1" style="color: red;">از جمادی مُردم و نامی شدم</a></font></p><p dir="rtl"><font size="3">وز نما مُردم به ‌حیوان سرزدم<br><br>مُردم از حیوانی و آدم شدم</font></p><p dir="rtl"><font size="3">پس چه ترسم؟ کی ز مردن کم شدم؟<br><br>حمله دیگر بمیرم از بشر</font></p><p dir="rtl"><font size="3">تا برآرم از ملائک بال و پر<br><br>وز ملک هم بایدم جستن ز جو</font></p><p dir="rtl"><font size="3">کل شیء هالک الا وجهه<br><br>بار دیگر از ملک پران شوم</font></p><p dir="rtl"><font size="3">آنچه اندر وهم ناید آن شوم<br><br>پس عدم گردم عدم چو ارغنون</font></p><p dir="rtl"><font size="3">گویدم کانا الیه راجعون</font></p><p dir="rtl" style="font-size: 9pt;">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</p><p dir="rtl" style="font-size: 9pt;">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;( مولوی )</p></div> text/html 2015-01-29T10:23:54+01:00 2shanbeh.mihanblog.com توحید فروغی ادامه کنایه ها 2 http://2shanbeh.mihanblog.com/post/134 <span class="Apple-style-span" style="color: rgb(49, 49, 49); line-height: 16px; "><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="2"></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif"><span style="font-size: small; font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">ک</span><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">نایه های شعر آواز عشق</font></span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">بخت جوان یار ما : کنایه از خوشبختی و نیک اقبالی</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">کشتی قالب ببست : کنایه از آفرینش انسان</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">کشتی شکستن : کنایه از مرگ و مردن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">کنایه های درس هشتم: کلبه ی عموتم</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">دهن کجی کردن پیراهن: کنایه از نامتناسب بودن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">&nbsp;مسیح تو من هستم : کنایه از رهبر و پیشوا و مقتدا بودن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">تیره روز : کنایه از بیاره و بد بخت</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">مرتعش شدن تارهای قلب : کنایه از تحت تأثیر فراوان قرار گرفتن و درک احساس مهربانی و عطوفت</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">بار همه را حمل می کرد:&nbsp; کنایه از کمک و یاری رساندن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">سنگ دلی : کنایه از بی رحمی و ظلم و ستم</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">به خدمتت می رسم : کنایه از تنبیه کردن&nbsp;</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">میدان دادن : کنایه از دادن فرصت و مجال به کسی</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">صدای تو بی نهایت گرم و دلپذیر و ....، صدای گرم : کنایه از دل نشین و جذاب بودن صدا&nbsp;</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">نفس را در سینه&nbsp; حبس کردن : کنایه ازترس و سکوت</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">از جا در رفتن : کنایه&nbsp; از خشم و عصبانیت بسیار</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">دستم را به روی کسی بلند کم :&nbsp; کنایه از کتک زدن، تنبیه کردن، آزار دادن .</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">کاری از دستتان بر نمی آید : کنایه از ناتوانی</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">قلبش را ماری گزید: کنایه از عذاب و سختی فراوان</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">دندان قروچه کردن : کنایه از شدت خشم و عصبانیت</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">بزرگ شدن چهره&nbsp; شیلی : کنایه از توسعه و پیشرفت کشور شیلی</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">پشت سر نهادن: کنایه از سپری کردن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><strong><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">کنایه های درس نهم : در بیابان های تبعید</span></strong></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">پای کوبیدن: کنایه از رقص و شادی</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">گل هی نوشکفته را له کردهاند، کنایه از شهادت جوانان فلسطینی</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">راه بیابان را به روی مان باز گذاشته اند : کنایه از آوارگی</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">مزرعه ها بر خود پیچیدند : کنایه از نابودی و پژمردگی مزرعه ها</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">زهر بر چهره پاشاندن: کنایه از رنجاندن و عذاب دادن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">شعر از یک انسان</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">زنجیر بردهان کسی بستن:&nbsp; کنایه از ایجاد خفقان – اجازه سخن&nbsp; واعتراض به کسی ندادن ، عدم آزادی بیان</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">دست به سنگ مردگان آویختن: کنایه از شکنجه دادن کسی</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">کنایه های شعر : حفظ کنیم&nbsp; ان قصر که جمشید ....</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">شمع اصحاب شدند : کنایه از برتری داشتن و کامل و سرآمد بودن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">گفتند فسانهای و در خواب شدند، در خواب شدند : کنایه از گمراهی&nbsp; ،اغفال&nbsp; ،خود را به گمراهی و تغافل زدن ؛ مرگ</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><strong><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">کنایه های درس دهم: دخترک بینوا</span></strong></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">قلبش مثل یک گلوله ی بزرگ نخ در سینه اش بالا و پائین می جهد :</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">کنایه از شدن اضطراب ، نگرانی و ترس</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">پا به دویدن گذاشت ؛ پا گذاشتن به چیزی: کنایه از آغاز و شروع کردن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">قد علم کردن :&nbsp; کنایه از ایستادن در مقابل کسی ، ابراز&nbsp; وجود کردن و مبارزه خواستن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">به جا آمدن : کنایه از عاجر و ناتوان گشتن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">این فقط وحشت نبود که گریبانش را می گرفت ؛ گریبان گرفتن: کنایه از مجازات&nbsp; و آزار کردن ، گرفتار شدن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">ترسش باز آمده بود : کنایه از ترسیدن دوباره</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">از خستگی به جان آمده بود : کنایه از عاجر و ناتوان شدن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><strong><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">کنایه های درس یازدهم: هدیه ی سال نو</span></strong></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; "><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong>چانه زدن :&nbsp;</strong>کنایه از تخفیف گرفتن به هنگام خرید اجناس</span></span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">هرگز پستچی نامه ای در صندوق نینداخته : کنایه از اینکه هیچ کس برای آنها نامه ننوشته بود.</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">دکمه زنگی در پهلوی در قرار داشت که دست هیچ بشری روی آن فشار نیاورده بود:</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">کنایه از اینکه هیچ کس با آنها رفت و آمد نمی کرد.</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">رنگ از چهره اش پرید: کنایه از ترس و هراس</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">مثل بید می لرزید: کنایه از اضطراب و ترس</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">خودش را جمع کرد:&nbsp; کنایه از تسلط یافتن و تمرکز کردن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">سردی: کنایه از بی روحی ، نشاط و شادابی نداشتن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">خون سردی:&nbsp; کنایه از بردباری&nbsp; ،متانت و آرامش</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">چشمان دلا برقی زد: کنایه از خوشحالی</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">زیر پا گذاشتن :</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">کنایه از جست و جوی فراوان برای یافتن چیزی</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">چانه زدن:&nbsp; کنایه از تخفیف خواستن در قیمت</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">جیم مرا خواهد کشت: &nbsp;کنایه از تنبیه کردن، بازخواست نمودن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">چه کاری از دستم ساخته بود: کنایه از عدم توانایی</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">رنگ از چهره اش پرید: کنایه از ترسیدن و مضطرب شدن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">از نظر کسی افتادن : کنایه از جلوه و زیبایی نداشتن ، دیگر مورد پسند و زیبا نبودن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">مثل مجسمه خشک شد: کنایه از بهت و تعجب فراوان</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">چشمانش را به دلا دوخته بود :کنایه از خیره شدن و زل زدن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">موهای سرم به شماره درآیند :&nbsp; کنایه از کم شدن موها</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">عشقم نسبت به تو از شمار اعداد خارج است :&nbsp; کنایه اغراق آمیز از شدت علاقه مندی و عشق ورزیدن</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">جیم ناگهان به هوش آمد: کنایه از متوجه و اگاه شدن&nbsp; ،حواس جمعی</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">دل خوش بودن: کنایه از امید وار بودن به چیزی</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">مائده های زمینی کنایه نداشت!</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">فصل پنجم: درس دوازدهم</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">دل بریدن : کنایه از قطع علاقه از کسی یا چیزی</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">دل باخته : کنایه از عاشق، شیفته ، شیدا</span></font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="3"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);">به وقت صبح قیامت که سر زخاک برآرم؛ سر ز خاک برآوردن : کنایه از دوباره زنده شدن</span></font></p><p></p></span> text/html 2015-01-29T10:17:16+01:00 2shanbeh.mihanblog.com توحید فروغی ادامه کنایه ها http://2shanbeh.mihanblog.com/post/133 <span class="Apple-style-span" style="color: rgb(49, 49, 49); line-height: 16px; "><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><span style="font-weight: bold; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3"><span style="font-weight: bold; font-family: 'times new roman', times, serif;">ک</span><span style="font-weight: normal; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif">نایه های درس سوم:</font></span></font></span></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">حمله ی حیدری:</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دلیران میدان گشوده نظر/ که بر کینه اول که بندد کمر ؛ نظر گشودن: کنایه از دقیق شدن، بدقت دنبال کردن موضوع</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کمربستن: کنایه از آماده شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">برانگیخت ابرش برافشاند گرد؛ گرد برافشاندن: کنایه از باشتاب حرکت کردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">بیامد به دشت و نفس کرد راست؛ نفس راست کردن: کنایه از نفس عمیق کشیدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">همه برده سردر گریبان فرو؛ سردر گریبان فروبردن: کنایه از ترسیدن و نیز شرمندگی و سکوت</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">در صلح بستند بر روی هم: کنایه از آغاز جنگ و از میان رفتن صلح و آشتی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">فلک باخت از سهم آن جنگ رنگ؛ رنگ باختن: کنایه از ترسیدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">نخست آن سیه روز و برگشته بخت؛ سیه روز و برگشته بخت: کنایه از بیچاره و بدبخت</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">چو ننمود رخ شاهد آرزو» کنایه از اینکه همدیگر را شکست ندادند، به آرزویشان نرسیدند.</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">که شد ساخته کارش از زهر چشم؛ کارش ساخته شد: کنایه از اینکه روبه نابودی&nbsp; شکست رفت، کارش تمام شد، شکست خورد و نابود شد.</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">پی سربریدن بیفشرد پا؛ کنایه از مصمم کردن- تلاش کردن. سربریدن: کنایه از کشتن و نابودی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">چوشیر خدا راند برخصم، تیغ/ به سرکوفت شیطان دو دست دریغ. دست برسر کوفتن: کنایه از افسوس و حسرت خوردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">تیغ راندن: کنایه از نبرد و مبارزه</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">پرید از رخ کفر در هند رنگ؛ رنگ پریدن : کنایه از ترسیدن= رنگ باختن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">درآورد از پای، بی سرتنش؛ از پای درآوردن: کنایه از ساقط نمودن، از میان بردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">چو غلتید در خاک آن ژنده فیل/ بزد بوسه بردست او جبرئیل؛ در خاک غلتیدن: کنایه از کشته شدن، مردن-</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">بوسه بردست زدن: کنایه از تشکر و قدردانی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">در غزا بر پهلوانی دست یافت؛ دست یافت: کنایه از پیدا کردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">گفت: من تیغ از پی حق می زنم؛ تیغ زدن: کنایه از جنگیدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">درس چهارم:</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کنایه های درس بچه های آسمان</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">نگاه علی روی کلمه ی کفش ورزشی خشک می شود:کنایه از خیره ودقیق شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">بار فقر را بدوش کشیدن: کنایه از تحمل فقر و تنگ دستی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">تنگ دستی: کنایه از نداری و فقیری</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">خواب بودی: کنایه از ندانستن و نفهمیدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">از نفس می افتد: کنایه از خستگی فراوان- درماندگی و ناتوانی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">پاهای بی رمق علی دوباره جان می گیرد: کنایه از توانا و قدرتمند شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">پاهای علی جان می گیرد: کنایه از توانمند و تواناشدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">علی نقش زمین است: کنایه از برزمین افتادن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">از نگاه علی همه چیز رنگ باخته است: کنایه از بی ارزش شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">زیرچشمی: کنایه از پنهانی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">اشک در چشمانش حلقه زده است: کنایه از آمادگی برای گریستن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">علی در جا خشک می شود: کنایه از غم و اندوه</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دلش بروی بسوخت: کنایه از ترحم و غم و اندوه</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">درس پنجم:</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کنایه های کباب غاز:</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">در میان گذاشتن: کنایه از مطرح نمودن – نظر خواهی کردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">جلوشان درآیی: کنایه از تلافی کردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">خط بکس: کنایه از نادیده بگیر- صرف نظر کن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">سماق مکیدن: کنایه از بی بره ماندن- به بطالت گذراندن- انتظار بیهوده کشیدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">پایی می افتد: کنایه از پیش آمدن موقعیت- ایجاد فرصت</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">شکم را صابون زدن: کنایه از دل خوش کردن- منتظر حادثه و واقعه ی خوب ماندن- به خود وعده دادن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">ساعت شماری کردن: کنایه ازمنتظر ماندن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">روبه راه شدن: کنایه از مهیا و آماده شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">آسمان جل: کنایه از فقیر و بی چیز</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">بی دست و پا: کنایه از بی عرضه و ناتوان</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">شر کسی را از سرکندن: کنایه از خلاص و رها شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کش رفتن: کنایه از دزدیدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">خاک به سر شدن: کنایه از بدبختی و بیچارگی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">سر به مهر: کنایه از سربسته= دست نخورده</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">هیچ بروبرگرد نداشت: کنایه از اینکه قطعی و حتمی بود.</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دست و پا کردن: کنایه از تهیه و فراهم کردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">شکستن گردن: کنایه از نابود کردن- کشتن - شکست دادن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کشف آمریکا و شکستن گردن رستم: کنایه از کار بسیار سخت و دشوار</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">از دستش ساخته است: کنایه از عهده برآمدن- توانایی داشتن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">چند مرده حلاج بودن: کنایه از توانایی داشتن و از عهده برآمدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">زیرسنگ چیزی را پیدا کردن: کنایه از انجام یک کار سخت و دشوار</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">سرخ و سیاه شد: کنایه از خجالت کشیدن- شرمنده شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">قید غاز را باید شد: کنایه از منصرف شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">خاک برسر ریختن: کنایه از چاره اندیشی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">خودتان را بزنید به ناخوشی: کنایه از اینکه خود را بیمار و ناخوش نشان بدهید= تمارض</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">بچه قنداقی: کنایه از ساده لوحی- کوتاه بینی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">پاپی شدن: کنایه از در امری اصرار ورزیدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">تا حسابش را دستش بدهیم: کنایه ازمجازات کردن و کیفر دادن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">هزار سال به این سالها برسید: کنایها ز اینکه عمرتان طولانی شود و وضع و حال و روزگارتان بهتر ازگذشته ود.</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دست به غاز زدن: کنایه از اقدام کردن بر ای خوردن غاز</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">نشخوار کردن: کنایه از تجزیه و تحلیل و بررسی کردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">سر دماغ آمدن : کنایه از سر حال و با نشاط شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">گره فقط به دست خودت گشوده&nbsp; خواهد شد : کنایه از حل مشکل</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دست زدن : ( در اینجا) کنایه از خوردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">جان گرفتن: کنایه از نیرومند و توانا شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دستگیرش نشده بود : کنایه از نفهمیدن – متوجه موضوع نشدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">مهار شتر را به کدام جانب می خواهم بکشم: کنایه از مشخص کردن هدف و مقصود</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">نوش جان کردن: کنایه از خوردن / نونوار : کنایه از شیک و مرتب</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دست به دامان شدن : کنایه از کمک و یاری طلبیدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">شکم ما جا ندارد : کنایه از زیاد خوردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کاه از خودمان نیست کاهدان که از خودمان هست: کنایه از اختیار خوردن رااز دست ندادن، زیاده روی نکردن در خوردن، حد نگاه داشتن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دلی از عزا درآوریم: کنایه از خوب و کامل خوردن و بهره بردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دهن باز : کنایه از تعجب و شگفتی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دستگیرم شد : کنایه از فهمیدن – متوجه و ملتفت شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">خاطر جمع بودن : کنایه از اطمینان و اعتماد</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">از عهده برامدن : کنایه از توانایی انجام کار</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">در صرف کردن صیغه بلغت و اهتمام تمامی داشتند: کنایه از اینکه درخوردن بسیار تلاش می کردند ، پر خوری کردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">سر سوزن : کنایه از مقدار بسیار کم و ناچیز</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">چانه اش گرم شده:&nbsp; کنایه از پر گویی ، زیاد حرف زدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">نوک جمع را چیده : کنایه از اینکه به دیگران اجازه صحبت نمی دهد ،در سخن گویی از همه سبقت گرفته .</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">بی چشم و رو: کنایه از بی شرم – بی حیا</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">همه گوش شده بودند و ایشان زبان: کنایه از اینکه همه سکوت کرده بودند و به دقت گوش م یدادند و ایشان فقط سخن می گفت.</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;کباده چیزی را کشیدن:&nbsp; ادعای چیزی داشتن، خواستار چیزی بودن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">چین به صورت انداختن: کنایه از ناراحت شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کاسه . کوزه یکی شدن:&nbsp; کنایه از خودمانی و صمیمی شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">حقش را کف دستش می گذاشتم:</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کنایه از مجازات کردن ، تنبیه نمودن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دلم می تپد : کنایه از اضطراب داشتن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">شش دانگ : کنایه از کامل بودن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دامن از دست رفتن: کنایه از بی اختیار شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">سرش توی حساب است : کنایه از حواس جمعی متوجه امور بودن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">این یک دم را دیگر خوش نخواند: کنایه ازاینکه کار خوبی انجام نداد- کار شایسته ای نکرد.</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">تا خرخره خورده ام : کنایه از زیاد خوردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">سرم را از تنم جدا کنید : کنایه از اجبار کردن – کشتن و نابودی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دودل ماندن : کنایه از تردید و شک داشتن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">چشم دوخته شدن : کنایه از خیره شدن – دقیق نگاه کردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">زیر بغلش را بگیرم : کنایه از کمک کردن – یاری رساندن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دست و پا کردن : کنایه از فراهم و آماده نمودن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">به شکم آقای استاد می بستم : کنایه از نسبت دادن دروغ</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دماغش نسوزد: کنایه از کنف شدن – شرمسار شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">هم صدا شدن : کنایه از اتحاد و هم بستگی و هم نظر شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">از دهنم در رفت:&nbsp; کنایه ای بی اختیار سخن گفتن&nbsp; ،کلام نسنجیده</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">فنرش در رفته باشد : کنایه از اختیار را از دست دادن- بی اختیار شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">روی کسی را زمین انداختن : کنایه از بی توجهی به خواسته های کسی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">به جان غاز افتادن : کنایه از اقدام برای نابود کردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">در یک چشم به هم زدن : کنایه از مدت کوتاه&nbsp; ،یک لحظه،</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">مادر مرده: کنایه از بدبخت و بیچاره</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کلک چیزی را کندن : کنایه از&nbsp; از بین بردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">قدم به عالم وجود ننهانده بود : کنایه اغراق آمیز از آفریده نشدن – خلق نشدن ،</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">ته بشقاب را لیسیدن : کنایه از تمام و کمال خوردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">در گورستان شکم آقایان ناپدید گردید : کنایه از خورده شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">آب دهانم خشک شده:&nbsp; کنایه از ترس و هراس و تعجب</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کاری از دستم ساخته نبود:&nbsp; کنایه از ناتوانی در انجام کار</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">حساب کار را کردن:&nbsp; کنایه از آگاه شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">سر سوزن : کنایه از مقدارکم و اندک</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">خود را تک و تا نینداختن :&nbsp; کنایه از حفظ خون سردی – عادی رفتار کردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دل به دریا زدن : کنایه از قبول خطر کردن&nbsp; ،ریسک نمودن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;خانه خراب : کنایه از بدبخت و بیچاره</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">تا حلقوم بلعیده بودی : کنایه از بیش از حد خوردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دین و ایمان را باختن : کنایه از فراموش کردن عهد و پیمان – خلف وعده کردن – بی اختیار شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">تو را صندوقچه سر خود قرار داده بودم : کنایه از محرم و همراز دانستن کسی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">شاخ درآوردن :&nbsp; کنایه از تعجب فراوان</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">نمک ناشناس : کنایه از قدر ناشناس – نا سپاس</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">بی چشم و رو : کنایه از گستاخ – بی حیا</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">خم به ابرو نیاوردن : کنایه از عکس العمل نشان ندادن، عادی رفتار کردن ، به روی خود نیاوردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">پشت دست را داغ کردن: کنایه از توبه کردن و عبرت گرفتن و ترک کردن کاری</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">خط کشیدن: کنایه از نادیده گرفتن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">چه خاکی به سرم بریزم: کنایه از اینکه چکار باید بکنم</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کنایه های درس ششم گیله مرد:</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">باران هنگامه کرده بود: کنایه از بارش شدید باران</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">درختان کهن به جان یکدیگر افتاده بودند : کنایه از دعوا کردن – برخورد نمودن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">افسار گسیخته کردن :&nbsp; کنایه از رها نمودن و با شتاب حرکت کردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">رشته های باران آسمان تیره را به زمین گل آلود وصل میکرد : کنایه از شدت باران</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">زیر چشمی : کنایه از پنهانی و یواشکی&nbsp; نگاه کردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دل پری داشت : کنایه از کینه داشتن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">نیش دار: کنایه از آزار دهنده</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">از چشم کسی دیدن : کنایه از مقصر دانستن کسی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">گوشش به این حرفها&nbsp; بدهکار نبود : کنایه از بی توجهی و بی اعتنایی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دست بردار نبود:&nbsp; کنایه از پافشاری ، مداومت و اصرار نمودن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">زخم زبان زدن: کنایه از سخنان آزار دهنده گفتن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">حساب کهنه پاک کردن : کنایه از تلافی – انتقام – عقده گشایی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کار این وکیل باشی را می ساخت : کنایه از کشتن و نابودی کسی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">در یک چشم به هم زدن : کنایه از مدت بسیار اندک و کوتاه – فوراً</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">هنجره ی کسی را دریدن : کنایه از کشتن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">با ناخن چشمهایش را در می آورد: کنایه از شدت شکنجه و آزار</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">مزه ی این زندگی را چشیده بود: کنایه از تجربه کردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">مثل مور و ملخ : کنایه از کثرت&nbsp; فراوانی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کارش را بسازد: کنایه از کشتن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">چهار چشمی : کنایه از دقت زیاد و مراقبت کامل</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">به جیب زدن : کنایه از دزدیدن و سرقت</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">پایش بیفتد:&nbsp; کنایه از فراهم شدن فرصت و موقعیت مناسب</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">باد دست بردار نبود: کنایه از پافشاری کردن و منصرف نشدن از کاری</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">راه آزادی و زندگی به روی گیله مرد بسته بود: کنایه از عملی نشدن کار و ممکن و میسر نشدن آن – عدم دستیابی به چیزی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دست و پای خد را جمع کرد: کنایه از مواظبت و مراقب شدن و خود را آماده&nbsp; و مهیا کردن برای کاری</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">صدای گرفته&nbsp; و سرما خورده ی مأمور در نفیر باد گم شد : کنایه از شنیده نشدن صدا – به گوش نرسیدن صدا</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کارت ساخته است : کنایه از کشته شدن – در آستانه ی مرگ قرار گرفتن .</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">یک اتوبوسو توی جاده لخت کردن : کنایه از غارت و چپاول</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">بارون ، درست بردار نیست : کنایه از اصرار و پافشاری و منصرف نشدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">در یک چشم به هم زدن : کنایه از مدت بسیار کم</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">علمدار شده بودی : کنایه از رهبری و فرماندهی می کردی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">همه تون رو درو می کردم :&nbsp; کنایه از کشتن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">به درک فرستادن : کنایه از کشتن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">یک زبون داشتند به اندازهی کف دست:&nbsp; کنایه از گستاخی&nbsp; ،حرافی و زیاد حرف زدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">سر جای خود نشاند : کنایه از فهماندن&nbsp; ،وادار کردن کسی به سکوت و فعالیت نکردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">لال شدن: کنایه از سکوت کردن، ساکت شدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">محمد ولی دست بردار نبود: کنایه از پافشاری و اصرار در کاری</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کهنه کار :کنایه از باتجربه و زرنگ بودن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دل گیله مرد را می خراشاند: کنایه از رنجاندن فراوان – شدت آزار و درد و رنج</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">مزدت را می ذارم کف دستت : کنایه از مجازات کردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">رجز بخوان : کنایه از خود ستایی بکن در اینجا منظور تمسخر و تحقیر محمد ولی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">نسلتو ور می دارم: کنایه از کشتن و نابودی خاندان و طایفه کسی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دلم داره&nbsp; خنک می شه: کنایه از تسکین یافتن – آرامش یافتن پس از عقده گشایی و انتقام</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دستپاچه شدن : کنایه از شتابزدگی و اضطراب</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">هفت کفن پوسونده بودی : کنایه از اینکه مدت زیادی از مرگت گذشته بود</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">قرآن را مهر کردن : کنایه از پیمان بستن&nbsp; ،قول دادن&nbsp; ،سوگند خوردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">زیر قول زدن : کنایه از خیانت در عهد و پیمان ، بی وفایی در عهد، عهد و پیمان را بجا نیاوردن&nbsp;</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">می خواهم خونتو بخورم : کنایه از کشتن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">زبانس باز شد:&nbsp; کنایه از آغاز سخن گفتن بعد از گرفتگی زبان</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کنایه های درس هفتم : سوشون</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">شلخته درو کنید تا چیزی گیز خوشه چین ها بیایید: کنایه از اینکه گندم&nbsp; ها را بدون نظم و ترتیب طوری دور کنید تا چیزی برای خوشه چین ها باقی بماند.</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">چانه اش گرم شده:&nbsp; کنایه از پر حرفی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">رنگ شب پریده : کنایه از سپری شدن شب و فرا رسیدن صبح</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">آفتاب تیغ کشید: کنایه از طلوع آفتاب</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دل آدم از جا کنده می شود : کنایه از شدت غم و اندوه و ناراحتی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">لباس غضب بر کرده: کنایه از عصبانی و خشمگین بودن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">نه خم به ابرو می آورد: کنایه از حفظ خون سردی و اهمیت ندادن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">زبان بسته : کنایه ازناتوانی در گفتار&nbsp; ،مظلومیت</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">پلک هایش داغ شده: کنایه از اماده ی اشک ریختن و گریه کردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">هم پای او گریه کند: هم پای کنایه از همراهی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">هم عنان : کنایه از همراهی – همراه بودن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">هم قسم شدن : کنایه از اتحاد و همبستگی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دست روی دست گذاشتن : کنایه از کاری انجام ندادن، اقدام نکردن به کاری</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">آب از سر گذشتن : کنایه از اینکه&nbsp; تمم چیزها را از دست دادن و اینکه دیگر نمی ترسم و مهم نیست .</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">روی ما را سفید کردی : کنایه از موجب سربلندی و افتخار گردیدن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">چنبره زدن مار رو روی گردن: کنایه از غمگینی و اندوهناکی</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">چراغ های ذهنش روشن بود : کنایه ازآگاه و هوشیار بودن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دیگر هیچ کس در این دنیا نخواهد توانست آن چراغ ها را خاموش بکند : کنایه از اینکه دیگر هیچ کس نمی تواند جلو آگاهی و بیداری و هوشیاری را بگیرد .</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">دست بیخ گلویش گذاشتید و گذاشتند : کنایه از اعمال فشار و تهدید، وادار کردن کسی به سکوت و حرف نزدن و اعتراض نکردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">روی حرف ایستادن : کنایه از اصرار و پافشاری کردن</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">کنایه های آورده اند که : کنایه نداشت !!!</font></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="arial, helvetica, sans-serif" size="1"><br></font></p><p></p></span> text/html 2015-01-29T10:06:30+01:00 2shanbeh.mihanblog.com توحید فروغی کنایه های ادبیات فارسی 2 http://2shanbeh.mihanblog.com/post/130 <span class="Apple-style-span" style="color: rgb(49, 49, 49); "><div id="posttitle" style="font-family: Tahoma; height: 50px; text-align: right; direction: rtl; padding-top: 14px; padding-right: 40px; background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-position: 100% 50%;"><a href="http://zn1adabiat.persianblog.ir/post/70/" style="color: rgb(73, 73, 73); text-decoration: none;"><b style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">کنایه های درس یک تا یازدهم ادبیات فارسی دوم دبیرستان</font></b></a></div><div id="postbody" style="text-align: justify; padding-top: 0px; padding-right: 25px; padding-bottom: 5px; padding-left: 3px; color: rgb(49, 49, 49); line-height: 1.5em; direction: rtl; "><h2 class="hl" style="font-family: Tahoma; text-align: center; "><font class="Apple-style-span" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3"><br></font></h2><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3"><br></font></span><div class="cnt"><div class="tpost" style="font-family: Tahoma;"><div class="titr1"><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">&nbsp;</font></span></div><div class="titr"><strong><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">کنایه های درس اول</font></span></strong></div></div><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><strong><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">&nbsp;الهی:</font></span></strong></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">مهر او بلانشینان را کشتی نوح است، کشتی نوح بودن: کنایه از «نجات بخشی»</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">الهی عبدا... عمر بکاست، عمر بکاست: کنایه از پیرشدن</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را/ که به ماسوا فکندی همه سایه ی هما را، سایه ی هما برسر کسی افکندن: کنایه از خوشبخت و سعادتمند نمودن کسی</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">برو ای گدای مسکین درخانه ی علی زن؛ درخانه ی کسی زدن: کنایه از طلب کردن چیزی</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">که علم کند به عالم شهدای کربلا را؛ علم کردن: کنایه از مشهور و زبان زد نمودن</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">چو علی که می تواند که به سر برد وفا را؟ به سر بردن وفا: کنایه از به پایان رساندن شرط وفاداری، تا به آخر وفادار ماندن</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">که زجان ما بگردان ره آفت قضا را؛ راه گرداندن: کنایه از دور کردن</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><strong><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">درس دوم:</font></span></strong></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><strong><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">کنایه های شعر رستم و اشکبوس:</font></span></strong></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">سرهم نبرد اندر آرد به گرد؛ سر به گرد آورد: کنایه از کشتن و نابودی و شکست دادن</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">بپیچد زوروی و شد سوی کوه؛ روی پیچیدن: کنایه از فرار کردن، روی برگرداندن</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">که رهام را جام باده ست جفت؛ جام باده جفت کسی بودن: کنایه از اهل بزم و تفریح و عیش و نوش بودن</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">کمان به زه را به بازو فکند؛ کمان به زه: کنایه از کمان آماده</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">هماوردت آمد مشو بازجای؛ مشو بازجای: کنایه از اینکه فرار نکن، بایست</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">عنان را گران کرد و او را بخواند؛ عنان گران کردن: کنایه از توقف و ایستادن</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">تن بی سرت را که خواهد گریست: کنایه از کشته شدن رستم</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">چه پرسی کزین پس نبینی توکام؛ کام ندیدن: کنایه از به آرزو و هدف نرسیدن</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">سر سرکشان زیر سنگ آورد؛ سربه سنگ آوردن: کنایه از کشتن و نابودی</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">بدو روی خندان شوند انجمن؛ روی خندان شدن: کنایه از مسخره کردن و ریشخند</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">ببین تا هم اکنون سرآری زمان؛ سرآمدن زمان: کنایه از فرارسیدن مرگ</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">کمان را به زه کرد و اندر کشید؛ کمان را به زه کردن: کنایه از آماده نمودن کمان</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">تنی لرز لرزان و رخ سندروس؛ رخ سندروس شدن: کنایه از ترسیدن .</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">تنی لرزلرزان : کنایه از ترسیدن</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">سپهر آن زمان دست او داد بوس؛ دست کسی را بوسیدن: کنایه از تشکر و قدردانی</font></span></p><p dir="rtl" style="font-family: Tahoma; margin-top: 10px; margin-bottom: 0px;"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif; background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3">ببار باده که بنیاد عمر بر باد است؛ بر باد بودن چیزی: کنایه از سست و بی دوام و ناپایدار بودن</font></span></p><p dir="rtl" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 0px; "><font class="Apple-style-span" face="'times new roman', times, serif" size="2"><b><br></b></font></p></div></div></span> text/html 2014-06-04T13:32:05+01:00 2shanbeh.mihanblog.com توحید فروغی رنگا رنگ کریمی دن بیرنچه سوزلر http://2shanbeh.mihanblog.com/post/127 <div><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><br></span></div><div><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><br></strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong><font color="#0066ff" style="background-color: rgb(255, 255, 255);">مینی ژوب</font></strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">نه گوزل خوش یاراشیرمش سنه ای جان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">حسنوه ویردی ترقی یوزه دوخسان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">ایوون آباد اولا عالمده مُد ایجاد ایلین</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">صبریمی طاقتمی ایلدی تالان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">نه دوتور قول قیچی نه یول یرینده یخوری</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">ایوون آباد ایلدون ایشلری آسان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">پسته‌نین اوستی آچیلدی کیلوسی برمی تومن</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">ایلدی آغ کلمین قیمتین ارزان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">گتور ای ساقی می نابله مست ایله منی</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">نازا قویما دورایاقه سنه قربان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">گجه گوردوم یوخودا امر معاشیم دوزه‌لوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">آلمشام قوینوما بیر شوخ بالا جیران مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">اویانوب گوردوم اولوب خطه‌ی بغداد خراب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">دیدیم ای وای سنه لعنت گله شیطان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">بیزیم آروادداباخور قزلارا کم کم اویانور</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">گینوب تازه بو بیمان قزی بیمان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">گر چی ایجاد ایلیوبدور بو مدی خارجه‌لی</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">واقعاً جای تعجبدی مسلمان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">آدی زهرا ننه‌سی فاطمه احمد آتاسی</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">اهل قرآنیدی بودلار قالوب عریان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">ننه‌سی بیر قیزا ایلوردی نصیحت کی قیزیم</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">یوزی قویلی اگیلوب سِیچمه بادمجان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">چوخ گوزتله بو لباسین بالا امنیتی یوخ</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">سنی بیردن گوره‌سن ایتدی پشیمان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">عمله گلسه متاعون داخی گلمز عمله</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">ایدور اوضاعوی بالمره پریشان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">خیلی مشگلدی اوزین ساخلیا ات گورسه پشیک</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">دوزه بیلمز گوره پول‌سوز سوبای اوغلان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">قویروغا مشتری یوخ قصابین احوالنه باخ</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">اوزماندان کی اولوب بیله فراوان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">نه قدر مد گوروسن خارجه سوغاتیدی لیک</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">بولارین جمله‌سی تک بیریانا بیریان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">اللرون وار اولا خیاطه خانم اُلمیه‌سن</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">همی دالدان یاراشیر همده قباقدان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">هوسون اولسا گیداخ انزلی‌یه رامسره</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">لب دریاده ایدر گور نجه طوفان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">کیم خدایا گوره‌سن آچدی بو خلقین یوزینی</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">نه حیا قویدی نه ناموس نه وجدان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">آدین اسلام قویان خارجه تقلید ایلمز</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">پوزوب اسلامی نه دین قویدی نه ایمان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">یل اسنده گیدیری فوری گوبکدن یوخاری</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">گزلین اسراری ایدیر ملته اعلان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">دین و ملت اشاقا گیتدی اتکلر یوخاری</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">تا گوراخ هاردا ویرر سئرینه پایان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">اقتصاد اهلیدی ایرانلار اسراف ایلمز</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">همی کم خرجیدی هم مفته هم ارزان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">حیف اولا بو قوجالار مدلاری رسوا ایلدی</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">قورومش بود قره ایرگنملی باخ یان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">بیزیم ایشکده بیر آز قوشقونا تغییر ویروب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">دالی یانمش بودا ایستور اولا حیوان مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">خردالوب خردالوب آخر تومان اولدی پاچا بند</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">قسالوب قسالوب ایتدی دونی دوران مینی ژوب</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">ای کریمی مدووی سنده دگیش اول ژیگولی</strong></p><span style="background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong style="font-size: 12px; line-height: 24px;"></strong></span><p dir="rtl" style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">شعر و شاعر مینی ژوب دفتر دیوان مینی ژوب</strong></p></div> text/html 2014-06-04T13:25:20+01:00 2shanbeh.mihanblog.com توحید فروغی رنگا رنگ کریمی دن بیرنچه سوزلر http://2shanbeh.mihanblog.com/post/126 <p style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><font color="#3333ff" style="background-color: rgb(255, 255, 204);">اوصاف مراغه</font></p><p style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 204);">&nbsp;</strong><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">خوشامراغه و گلگشت باغ وبستانش خوشا نسیم دل انگیز صبحگاهانش</strong></p><p style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">خطا بود که تفرج کنان به باغ شوی شبیه می نکنی گر بباغ رضوانش</strong></p><p style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">چه دلفریب بود در اوایل خرداد صفای دامن صحرا وکوهسارانش</strong></p><p style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">طراوتی بچمن داده ابر اشک بهار خوش است طرف چمن بعد اب نیسانش</strong></p><p style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">بچم عقل نگر لطف رود صافی را بآب رود ببین حسن نو بهارانش</strong></p><p style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">سهند خرم وسبزش عسل ببار ارد بطیر خواسته زنبور کان بدامنش</strong></p><p style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">حشم زحد شده برون و لبن بحد وفور برون ز وصف بود میوه فراوانش</strong></p><p style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">نگر ببرج هلاگو و گردش دوران به اقتضای زمان شد به بیخ بنیانش</strong></p><p style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">ببرج سرخ و سفیدوکبود حکمتهاست بخاک گشت مبدل کبود و ایوانش</strong></p><p style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">کریم بیک ببرجی که ساخت بهره ندید کنون نموده طبیعت بخاک یکسانش</strong></p><p style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">برو بسوی رصد خانه بین تو قدرت علم نظاره کن سوی غاری که نیست پایانش</strong></p><p style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">مراغه منبع علم است ودانش و تقوی به این دلیل بود خواجه و دبستانش</strong></p><p style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">بدامنش شده پرورده عارفان بسیار چو اوحدی که بود طایر غزلخوانش</strong></p><p style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">بهر کجا که شود مرغ نغمه خوان بنواست چو ذاکر است وکریمی هزار دستانش</strong></p><p style="padding: 0px; margin: 0px; border-style: none; font-size: 12px; line-height: 24px;"><strong style="background-color: rgb(255, 255, 255);">بهار امده شاهد شتاب بر لب جوی ببین گذشت زمان را بجویبارانش</strong></p> text/html 2014-05-22T16:26:23+01:00 2shanbeh.mihanblog.com توحید فروغی روانشناسی رنگ ها http://2shanbeh.mihanblog.com/post/125 <h2 style="margin: 0px; line-height: 24px; text-transform: uppercase; color: rgb(68, 68, 68); "><a href="http://www.beytoote.com/psychology/khanevde-m/psychologist.html" style="text-decoration: none; color: rgb(29, 112, 196); background-color: rgb(255, 255, 255);"><font size="3"><span style="font-family: Tahoma, Geneva, sans-serif;">ر</span><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">وانشناسی رنگها</font></font></a></h2><h2 style="margin: 0px; line-height: 24px; text-transform: uppercase; color: rgb(68, 68, 68);"><dl class="article-info" style="margin: 0px; padding-left: 0px; padding-right: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; "><dd class="category-name" style="margin-left: 0px; margin-right: 0px; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">مجموعه:&nbsp;<a href="http://www.beytoote.com/psychology/khanevde-m.html" style="text-decoration: none; color: rgb(29, 112, 196); ">مشاوره خانواده</a></font></dd><img width="75" height="45" align="left" src="http://www.beytoote.com/images/beytheme/logo.png" alt="اخبار،سرگرمی,آشپزی,مد,روانشناسی,اینترنت" title="اخبار،سرگرمی،آشپزی،مد،روانشناسی،اینترنت" style="border: 0px; border-top-left-radius: 3px; border-top-right-radius: 3px; border-bottom-left-radius: 3px; border-bottom-right-radius: 3px; display: block; margin: -30px auto 15px; padding: 0px; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3"><br></font></dl><p style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">رنگها مثل مرگ و مالیات گزیر ناپذیرند. در همه جا هستند. این به چه معنی است؟ چرا مردم در اتاقهای سبز بیشتر احساس آرامش می کنند؟ چرا وزنه برداران در سالنهای ورزشی آبی رنگ نهایت تلاش خود را می کنند؟رنگها در فرهنگهای مختلف اغلب معانی متفاوتی دارند و حتی در جوامع غربی معانی رنگهای مختلف پس ازسالها تغییر کرده است. ولی امروزه در آمریکا، محققان دریافته اند که موارد زیر بطور عام درست می باشند.</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><strong><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3"><br></font></strong></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><strong><span style="color: rgb(0, 0, 0); background-color: rgb(255, 255, 255);"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">مشکی</font></span></strong></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><span style="color: rgb(0, 0, 0); background-color: rgb(255, 255, 255);"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></span></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">مشکی رنگ سلطه و قدرت است. این رنگ برای مد پرطرفدار است چون شخص را لاغرتر نشان می دهد.همچنین شیک و بادوام است.رنگ مشکی همچنین نشان دهنده اطاعت و فرمانبرداری است ،کشیشها رنگ مشکی می پوشند تا اطاعت خود را از خداوند نشان دهند.بعضی از کارشناسان مد می گویند لباس مشکی پوشیدن برای زن به معنی فرمانبرداری از مرد است. لباس مشکی می تواند مقهور کننده باشد، یعنی کسی که لباس مشکی می پوشد منزوی یا شریر به نظر می رسد.شخصیتهای منفی، مانند دراکولاهم، اغلب لباس مشکی می پوشند.</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><strong><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3"><br></font></strong></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><strong><span style="color: rgb(192, 192, 192); background-color: rgb(255, 255, 255);"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">سفید</font></span></strong></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><strong><span style="color: rgb(192, 192, 192); background-color: rgb(255, 255, 255);"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></span></strong></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">تازه عروسان سفید می پوشند تا مظهر معصومیت و پاکی باشند. رنگ سفید نور را منعکس می کند و رنگ تابستانی محسوب می شود.رنگ سفید برای دکوراسیون و مد پرطرفدار است چون یک رنگ روشن و ملایم است، و با همه چیز تناسب دارد. با وجود این، آلودگی روی رنگ سفید سریع مشخص می شود و به همین دلیل پاکیزه نگاهداشتن آن دشوارتر از سایر رنگهاست. پزشکان و پرستاران لباس سفید می پوشند که نشان دهنده استریل بودن( ضدعفونی شدگی) است.</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;</font></p><p style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: center; "><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/psychology/rvan1.jpg" alt="رنگها" title="رنگها" style="border: 1px solid rgb(229, 229, 229); border-top-left-radius: 3px; border-top-right-radius: 3px; border-bottom-left-radius: 3px; border-bottom-right-radius: 3px; display: block; margin: 15px auto; padding: 5px; "></p><p style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: center; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;</font></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><strong><span style="color: rgb(255, 0, 0); background-color: rgb(255, 255, 255);"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">قرمز</font></span></strong></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><strong><span style="color: rgb(255, 0, 0); background-color: rgb(255, 255, 255);"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></span></strong></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">قرمز، پرشورترین و تندترین رنگ است که سبب سریعتر شدن ضربان قلب و تنفس می شود. قرمز همچنین رنگ عشق است. رنگ قرمز جلب توجه می کند و کسی که قرمز می پوشد ملیح تر به چشم می آید. چون قرمز رنگ تندی است، در مذاکرات و درگیریها نمی تواند کمکی به مردم بکند. ماشینهای قرمز اهداف مورد نظردزدها می باشند.معمولاً رنگ قرمز در دکوراسیون برای تاکید مورد استفاده قرار می گیرد. دکوراتورها بر این ایده اند که مبلمان قرمز محشر است چون جلب توجه می کند.</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;</font></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><span style="color: rgb(255, 153, 204); background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">صورتی</font></strong></span></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><span style="color: rgb(255, 153, 204); background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></strong></span></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">صورتی که رویایی ترین رنگ است، آرامش بخش تر است. تیمهای ورزشی گاهی اوقات رختکن تیمهای رقیب را صورتی رنگ می کنند چون تیم های رقیب روحیه شان تضعیف می شود.</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;</font></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><span style="color: rgb(153, 204, 255); background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">آبی</font></strong></span></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><strong><span style="color: rgb(51, 102, 255); background-color: rgb(255, 255, 255);"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></span></strong></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">آبی، رنگ آسمان و اقیانوس یکی از پرطرفدارترین رنگهاست. این رنگ مانند رنگ قرمز سبب عکس العمل متضاد می شود. آبی، رنگ صلح و آرامش است و سبب می شود بدن مواد شیمیایی آرامش بخش تولید کند،پس اغلب در اتاق خواب از این رنگ استفاده می شود. رنگ آبی می تواند سرد و یأس آور هم باشد. مشاوران مد توصیه می کنند در مصاحبه های شغلی رنگ آبی بپوشید چون رنگ آبی نشان دهنده وفاداری است.افراد در اتاقهای آبی فعال ترند. بررسیها حاکی از آن است که وزنه برداران در سالنهای ورزشی آبی رنگ قادرند وزنه های سنگین تری را بلند کنند.</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;</font></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><strong><span style="color: rgb(0, 128, 0); background-color: rgb(255, 255, 255);"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">سبز</font></span></strong></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><strong><span style="color: rgb(0, 128, 0); background-color: rgb(255, 255, 255);"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></span></strong></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">در حال حاضر پر طرفدارترین رنگ برای دکوراسیون سبز است که مظهر طبیعت است. برای چشم، سبز ملایم ترین رنگ است و می تواند قدرت دید را افزایش دهد. رنگ سبز نشاط آور و آرامش بخش است. مردم انتظاردارند افرادی که در تلویزون ظاهر می شوند در " اتاقهای سبز رنگ" باشند تا آرامش یابند. بیمارستانها اغلب ازرنگ سبز استفاده می کنند چون این رنگ به بیماران آرامش می دهد.در قرون وسطی پرندگان سبز رنگ بودند که مظهر باروری است سبز تیره مربوط به مردان و محافظه کارانه است و نشان دهنده ثروت است.</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: center; "><strong><span style="color: rgb(255, 204, 0); background-color: rgb(255, 255, 255);"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/psychology/rvan2.jpg" alt="رنگها" title="رنگها" style="border: 1px solid rgb(229, 229, 229); border-top-left-radius: 3px; border-top-right-radius: 3px; border-bottom-left-radius: 3px; border-bottom-right-radius: 3px; display: block; margin: 15px auto; padding: 5px; "></font></span></strong></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: center; "><strong><span style="color: rgb(255, 204, 0); background-color: rgb(255, 255, 255);"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></span></strong></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><strong><span style="color: rgb(255, 204, 0); background-color: rgb(255, 255, 255);"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">زرد</font></span></strong></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><strong><span style="color: rgb(255, 204, 0); background-color: rgb(255, 255, 255);"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></span></strong></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">زرد آفتابی شاد جلب توجه می کند. با وجود اینکه یک رنگ خوش بینانه به حساب می آید، مردم در اتاقهای زردرنگ بیشتر عصبانی می شوند و کودکان بیشتر گریه م یکنند. رنگی که کمتر از سایر رنگها چشم را جذب می کند زرد است که اگر زیاد مورد استفاده قرار گیرد م یتواند مقهور کننده باشد، رنگ زرد تمرکز را افزایش می دهد، بنابراین برای دفترچ ههای حقوقی مورد استفاده قرار م یگیرد.همچنین متابولیسم ( سوخت و ساز) راتسریع می کند.</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;</font></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><strong><span style="color: rgb(102, 102, 153); background-color: rgb(255, 255, 255);"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">ارغوانی</font></span></strong></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><span style="color: rgb(102, 102, 153); background-color: rgb(255, 255, 255);"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></span></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">ارغوانی، رنگ سلطنتی نشانگر تجمل، ثروت و ظرافت است. این رنگ همچنین زنانه و رویایی است. با وجوداین چون رنگ ارغوانی در طبیعت نادر است تصنعی به نظر می آید.قهوه ای قهوه ای یکدست، رنگ خاک است و در طبیعت فراوان است. هوه ای روشن نشان دهنده صداقت است درحالی که قهوه ای تیره شبیه چوب یا چرم است. قهوه ای همچنین می تواند غم انگیز و یأس آور باشد . مردان بیشتر تمایل دارند بگویند که قهوه ای یکی از رنگهای مورد علاقه آنها ست.</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;</font></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">&nbsp;</font></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><span style="color: rgb(255, 102, 0); background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">غذای فکری</font></strong></span></p><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><span style="color: rgb(255, 102, 0); background-color: rgb(255, 255, 255);"><strong><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></strong></span></p><div style="color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "></div><p dir="rtl" style="margin: 0px; color: rgb(31, 31, 31); line-height: 30px; text-align: justify; "><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" style="background-color: rgb(255, 255, 255);" size="3">با وجود اینکه آبی یکی از پرطرفدارترین رنگهاست کمتر از سایر رنگها اشتها آور است. غذای آبی در طبیعت نادر است محققان تغذیه می گویند هنگامیکه انسانها در جستجوی غذا بودند، دریافتند که از چیزهای فاسد وسمی دوری کنند،که اغلب به رنگ آبی، مشکی،یا ارغوانی هستند.غذای آبی رنگ برای بررسی چیزهای مورد آزمایش بکار می روند، که سبب کم اشتهایی می شوند. برای غذاسبز، قهوه ای و قرمز پرطرفدارترین رنگها هستند. رنگ قرمز اغلب برای دکوراسیون رستوران مورد استفاده قرارمی گیرد. چون اشتها آور است.</font></p></h2> text/html 2014-01-31T05:59:41+01:00 2shanbeh.mihanblog.com توحید فروغی آرایه های ادبی(2) http://2shanbeh.mihanblog.com/post/124 <p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; color: red; line-height: 150%;" lang="FA"> ١۰ـ&nbsp; ارسال مثل :</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> هرگاه شاعر یا نویسنده ای در سخن خود از ضرب المثلی بهره بگیرد، آرایه ی ارسال مثل پدید می آید.<br> نمونه :<br> هر کسی از ظّن خود شد یار من /&nbsp; از درون من نجست اسرار من&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;(مولوی )<br> مصراع اول امروزه به عنوان ضرب المثل به کارمی رود.<br> &nbsp;نمونه های دیگر:<br> <span style="COLOR: fuchsia">-</span> سرم از خدای خواهد که به پایش اندر افتد / که در آب، مرده بهترکه در آرزوی آبی (سعدی )<br> <span style="COLOR: fuchsia">-</span> توسنی کردم ندانستم همی /&nbsp; کز کشیدن تنگ تر گردد کمند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;(رابعه )<br> <br> <span style="COLOR: red">١١ـ تمثیل : </span></span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> هرگاه برای روشن شدن مطلبی پیچیده، آن را به موضوعی ساده تر تشبیه کنیم و یا برای اثبات موضوعی نمونه ای بیاوریم، آرایه ی تمثیل پدید می آید.<br> نمونه :<br> <span style="COLOR: fuchsia">- </span>&nbsp;من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش / هر کسی آن درود عاقبت کار، که کشت&nbsp; (حافظ )<br> <span style="COLOR: fuchsia">-</span> &nbsp;دل من نه مرد آن است که با غمش برآید / مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی&nbsp;&nbsp;(سعدی )<br> <span style="COLOR: fuchsia">- </span>&nbsp;محرم این هوش جز بیهوش نیست /&nbsp; مرزبان را مشتری چون گوش نیست &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;(مولوی )</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> <br> <span style="COLOR: red">١۲ـ اسلوب معادله :</span></span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> در نوعی از تمثیل، گاهی دو موضوع گفته شده به گونه ای است که می توان آن دو را برابر با یکدیگر دانست. این ارتباط معنایی بر پایه ی تشبیه است و یکی مصداقی برای دیگری است. به چنین شکلی ازتمثیل، اسلوب معادله گفته می شود که در اشعار شاعران سبک هندی بیش تر از هردوره ی دیگری دیده می شود.<br> نمونه :<br> <span style="COLOR: fuchsia">-</span> دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست / جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است (صائب )<br> <span style="COLOR: fuchsia">- </span>&nbsp;آدمی پیر چو شد حرص، جوان می گردد /&nbsp; خواب در وقت سحرگاه، گران می گردد &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;(صائب )<br> <span style="COLOR: fuchsia">-</span>&nbsp; عشق چون آید، برد هوش، دل فرزانه را /&nbsp; دزد دانا می کشد اول چراغ خانه را &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; (زیب النسا) <br> <span style="COLOR: fuchsia">-</span>&nbsp; سعدی از سرزنش غیر نترسد هیهات / غرقه در نیل چه اندیشه کند باران را &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; (سعدی )<br> <span style="COLOR: fuchsia">-</span>&nbsp; بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود پسته ی بی مغز چون لب وا کند رسواشود<br> همان گونه که می بینید هر مصراع از این ابیات یک جمله ی مستقل است و می توان به راحتی جای مصراع ها را عوض کرد.<br> دود ≈ ابرو بالا نشستن ≈ جای چشم را گرفتن <br> حرص آدمی ≈ خوا ب پیری ≈ وقت سحرگاه <br> جوان شدن≈ گران شدن عشق ≈ دزد دانا <br> هوش دل فرزانه ≈ چراغ خانه از هوش بردن ≈ کشتن چراغ <br> دل من ≈ مگس غم ≈ عقاب <br> از پس غم برآمدن≈ افکندن عقاب شعله ≈ چشم <br> <br> ارسال مثل، تمثیل و اسلوب معادله اغلب یک آرایه به شمار می آید.</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> &nbsp;</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; color: red; line-height: 150%;" lang="FA"> ١٣ـ ایهام :</span><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> </span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> یا <span style="COLOR: #993366">تورایه</span> به معنی به شک انداختن است و در اصطلاح ادبی، به کاربردن واژه یا ترکیبی در دو معنی نزدیک و دور به ذهن است و هر کدام از آن دو معنی را بتوان از آن برداشت کرد. ایهام، هنری ترین آرایه ی معنوی است و استاد مسلم آن حافظ است.<br> نمونه :<br> <span style="COLOR: fuchsia">- </span>&nbsp;غرق خون بود و نمی مرد ز حسرت فرهاد /&nbsp; گفتم افسانه ای شیرین و به خوابش کردم (رهی معیری )<br> که شیرین هم به معنی زیبا و دلنشین و هم نام معشوقه ی فرهاد است.<br> <span style="COLOR: fuchsia">-</span>&nbsp; گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید /&nbsp; گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید <br> که بر آید هم به معنی طلوع کردن و هم به معنی اگر امکان داشته باشد است.</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> - خانه زندان است و تنهایی ملال /&nbsp; هر كه چون سعدی گلستانش نیست <br> گلستان به دو معنی باغ و كتاب گلستان سعدی است <br> نرگس مست نوازشگرِ مردم دارش / خون عاشق به قدح گر بخورد ، نوشش باد&nbsp; &nbsp;(حافظ)<br> نرگس مست مردم دار یعنی چشمی كه دارای مردمك است و خوش رفتار با مردم.<br> &nbsp;&nbsp;<br> <span style="COLOR: red">١۴- ایهام تناسب : </span></span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> باتوجه به توضیح آرایه ی ایهام، هر واژه در سخن، هنگامی دارای ایهام تناسب است که تنها یکی از معانی آن را بتوان درجمله جای گذاری کرد و معنای دیگر آن اگر چه به دلیل تناسب و قرینه ای که درکلام دارد به ذهن خطور می کند ولی نمی توان آن را در جمله جای گذاری نمود. </span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> حافظ می گوید:</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 18pt 0pt 0cm; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> گر در سرت هوای وصال است حافظا /&nbsp; باید که خاک درگه&nbsp; اهل هنر شوی <br> واژه ی "هوا" در این جا تنها به معنی "آرزو" به کار رفته است، ولی خواننده باخواندن مصراع دوم به دلیل تناسبی که میان "خاک " و هوا (یعنی آسمان ) وجود دارد معنای دومِ "هوا" را نیز که همان "آسمان" باشد به یاد می آورد، لیکن نمی توان این معنی ( یعنی آسمان) را در جمله جای داد.<br> &nbsp;<br> <span style="COLOR: fuchsia">-</span> &nbsp;آشنایی نه غریب است که دلسوزمن است / چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت <br> واژه ی غریب دارای دو معنی گوناگون است، یکی عجیب و دیگری ناآشنا، ولی تنها معنی عجیب را می توان در جمله جای داد ولی&nbsp; معنای دوم نیز (یعنی ناآشنا) که با آشنا تضاد دارد به ذهن خطور می کند، پس واژه ی غریب ایهام تناسب دارد. </span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 18pt 0pt 0cm; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> درمصراع دوم همین بیت نیز کلمه خویش دارای دو معنی " خود " یا " قوم و خویش " است ولی تنها معنی "خود" درجمله جای می گیرد ولی به علت تناسب و تضادی که با واژه ی بیگانه دارد، معنای دوم آن (یعنی خویش و خویشاوند) نیز به ذهن می آید، پس واژه ی "خویش" نیز ایهام تناسب دارد.</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> <br> <span style="COLOR: red">١۵- حس آمیزی : </span></span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> آمیختن دو یا چند حس را با یکدیگر حس آمیزی گویند. مانند: " بوی لطیفی به مشام می رسد " که با آن که " بو" به حّس بویایی و لطافت به حس لامسه مربوط است، ولی لطافت به بویایی&nbsp; نسبت داده شده است .<br> نمونه های دیگر: </span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> دیدی چه گفت،&nbsp; بوی تلخ،&nbsp; قیافه بامزه،&nbsp; برخورد سرد </span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> " مزه پیروزی راچشید ".</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> " بردوش زمانه لحظه ها سنگین بود ". (سنگین&nbsp; بودن که مربوط به احساس وزن است به لحظه ها نسبت داده شده است . </span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> " جان از سکوت سرد شب دلگیر می شد". (سرد بودن به سکوت شب نسبت داده شده است).</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر /&nbsp; یادگاری که در این گنبد دوّار فتاد</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; align: "> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> دیدن صدا: آمیخته شدن دوحس بینایی و شنوایی</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> &nbsp;<br> <br> <span style="COLOR: red">١۶- تشخّص</span>&nbsp; (شخصیت بخشی) : </span></font> </p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> هرگاه با نسبت دادن عمل، حالت و یا صفت انسانی به یک پدیده (غیرانسانی ) به آن جلوه ای انسانی ببخشیم، آرایه ی تشخص پدید می آید.<br> نمونه : </span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> به مغرب سینه مالان قرص خورشید /&nbsp; زمان می گشت پشت کوهساران&nbsp; (بیدل)<br> از نسبت دادن قید سینه مالان به خورشید آرایه ی تشخص پدیدآمده است .<br> نمونه ی دیگر:<br> <span style="COLOR: fuchsia">-</span>&nbsp; آن همه ناز تنّعم که خزان می فرمود / عاقبت در قدم باد بهار آخر شد </span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="1"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> صبح امید که بُد معتکف پرده غیب&nbsp; / گو برون آی که کار شب تار آخر شد&nbsp;&nbsp; (حافظ )<br> <span style="COLOR: fuchsia">-</span> &nbsp;طعنه بر طوفان مزن، ایراد بر دریا مگیر /&nbsp; بوسه بگرفتن ز ساحل، موج را دیوانه کرد<br> دیوانگی و بوسه گرفتن به موج نسبت داده شده است.</span></font></p> text/html 2014-01-31T05:58:02+01:00 2shanbeh.mihanblog.com توحید فروغی آرایه های ادبی http://2shanbeh.mihanblog.com/post/123 <blockquote> <p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2">&nbsp;</font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> &nbsp;</font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><b> <span style="line-height: 150%;" lang="FA"> علم بدیع</span></b></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> &nbsp;</font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> &nbsp;</font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"> <font color="#666666" face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> <span lang="fa"><b>كوتاه درباره</b> </span><b><span lang="fa"> مهمترین آرایه های ادبی</span></b></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> &nbsp;</font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> &nbsp;</font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-weight: 700; font-size: 10pt; color: red; line-height: 150%;" lang="FA"> تدوین : آریا ادیب</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> <span lang="fa"><font color="#ff0000"> &nbsp;( منبع : <a style="TEXT-DECORATION: none" href="http://aryaadib.blogfa.com"> <font color="#ff0000">http://aryaadib.blogfa.com</font></a> )</font></span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center" align="center"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> &nbsp;</font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font></blockquote><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> &nbsp;</font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-weight: 700; font-size: 10pt; color: red; line-height: 150%;" lang="FA"> بدیع</span><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> در واژه به معنی&nbsp; تازه، نو و نوآورده است و در گستره ی زبان، علمی است که&nbsp; از <span style="COLOR: red">آرایه های ادبی</span> سخن می گوید. آرایه ها زیورهایی است که سخن را بدان می آرایند.&nbsp; </span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> &nbsp;</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-size: 10pt; color: red; line-height: 150%;" lang="FA"> آرایه های ادبی</span><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA">&nbsp; بر دو گونه است:</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> <br> <span style="COLOR: blue">الف) ـ آرایه های لفظی</span> (<span style="COLOR: #993366">صناعات&nbsp; لفظی</span> ) : </span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> به آن دسته از آرایه های ادبی گفته می شود&nbsp; که از تناسب آوایی و لفظی میان واژه ها پدید می آید. مانند: </span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> واج آرایی، سجع، ترصیع، جناس و اشتقاق</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> <br> <span style="COLOR: blue">ب) ـ آرایه های معنوی</span> (<span style="COLOR: #993366">صناعات&nbsp; معنوی</span> ) : به آن دسته از آرایه های ادبی گفته می شود که بر پایه ی تناسب های معنایی واژه ها شکل می گیرد، مانند:</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> مراعات نظیر، تناقض، عکس، تلمیح، تضمین، اغراق، حسن تعلیل، ارسال المثل، تمثیل، اسلوب معادله و ایهام.<br> <br> &nbsp;</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-size: 10pt; color: fuchsia; line-height: 150%;" lang="FA"> الف</span><span style="font-size: 10pt; color: blue; line-height: 150%;" lang="FA">) - آرایه های لفظی :</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> <br> <span style="COLOR: red">١- واج آرایی : </span></span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> به تکرار یک واج (حرف صامت یا مصوت ) در یک بیت یا عبارت گفته می شود که پدید آورنده ی موسیقی درونی شعر است.&nbsp; واج آرایی یا نغمه ی حروف، تکراری آگاهانه است که موجب آن می گردد که تاثیر موسیقی کلام و القای معنی مورد نظر شاعر بیش ترگردد. مانند:</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> <span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> &nbsp;<br> &nbsp;سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند ( تکرارصامت چ )<br> خیزید و خز آرید که هنگام خزان است ( تکرارصامت های خ و ز ) از منوچهری که تداعی کننده ی صدای ریزش و خرد شدن برگ ها درفصل خزان است.<br> نمونه های دیگر:<br> بگذار تا بگریم چون&nbsp; ابر در بهاران /&nbsp; کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;(سعدی )<br> &nbsp;بر او راست خم کرد و چپ کرد راست / خروش از خم چرخ چاچی بخاست&nbsp; (فردوسی )</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> <br> <span style="COLOR: red">&nbsp;۲ـ سجع : </span></span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> معنی&nbsp; آواز کبوتر را دارد و در اصطلاح سخن شناسان،&nbsp; آوردن واژه هایی است ( <span style="COLOR: #993366">واژه های سجع</span> ) در آخر قرینه های سخن منثور به سانی که حرف آخر این واژه ها یکی باشد.</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> معمولن هر قرینه از یک جمله تشکیل می شود، اما گاهی نیز یک قرینه دو یا چند جمله ی کوتاه دارد. </span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> به جمله هایی که دارای آرایه ی سجع باشند<span style="COLOR: blue"> مسجّع</span> و این کار را <span style="COLOR: blue">تسجیع</span> می گویند.<br> نمونه :</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> <br> <span style="COLOR: fuchsia">- </span>ای عزیز، در رعایت دل ها <span style="COLOR: red">کوش</span> و عیب کسان <span style="COLOR: red">می پوش</span>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;(خواجه عبدالله انصاری )<br> <span style="COLOR: fuchsia">-</span>&nbsp; جان ما را <span style="COLOR: red">صفا</span>ی خود ده و دل ما را<span style="COLOR: #993366"> </span><span style="COLOR: red">هوا</span>ی خود ده&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;(خواجه عبدالله انصاری )<br> <span style="COLOR: fuchsia">-</span> منّت خدای را عّزوجّل که طاعتش موجب <span style="COLOR: red">قربت</span> است و به شکراندرش مزید <span style="COLOR: red">نعمت</span>&nbsp; (گلستان )<br> <span style="COLOR: fuchsia">-</span> هرنفسی که فرو می رود ممّد <span style="COLOR: red">حیات</span> است و چون برمی آید مفّرح <span style="COLOR: red">ذات</span>&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;(گلستان )</span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> </font><p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 150%; unicode-bidi: embed" align="justify"> <font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"><span style="font-size: 10pt; line-height: 150%;" lang="FA"> <br> درعبارات بالا، کوش و می پوش ، صفا و هوا، قربت و نعمت، حیات و ذات، <span style="COLOR: #993366">واژه ها ی سجع</span> به شمار می آید.<br> <span style="COLOR: blue">سجع متوازی</span></span></font></p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="2"> <span style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;" lang="FA"> سجع متوازی آن است که در</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;" lang="FA"> </span> <span style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;" lang="FA"> آخر دو جمله، کلماتی قرار گیرند که در وزن، عدد و حرف رَوی (حرف آخر قافیه) یکسان باشند</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;">. </span> <span style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;" lang="FA"> مثل: انیس و جلیس</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;">.<br> </span> <span style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;" lang="FA"> مثال‌هایی از گلستان سعدی</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;">: <br> </span> <span style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;" lang="FA"> سلاح از تن </span> <span style="font-size: 10pt; color: blue; line-height: 150%;" lang="FA"> بگشادند</span><span style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;" lang="FA"> و رخت و</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;" lang="FA"> </span> <span style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;" lang="FA"> غنیمت </span> <span style="font-size: 10pt; color: blue; line-height: 150%;" lang="FA"> بنهادند</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;">.<br> </span> <span style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;" lang="FA"> هر که دست از جان </span> <span style="font-size: 10pt; color: blue; line-height: 150%;" lang="FA"> بشوید</span><span style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;" lang="FA">، هر چه در دل دارد </span> <span style="font-size: 10pt; color: blue; line-height: 150%;" lang="FA"> بگوید</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;">.<br> </span> <span style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;" lang="FA"> باران رحمت</span><span dir="ltr" style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;" lang="FA"> </span> <span style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;" lang="FA"> بی‌حسابش همه را </span> <span style="font-size: 10pt; color: blue; line-height: 150%;" lang="FA"> رسیده</span><span style="font-size: 10pt; color: black; line-height: 150%;" lang="FA"> و خوان نعمت بی‌دریغش همه جا</span><span style="font-size: 10pt; color: blue; line-height: 150%;" lang="FA"> کشیده</span></font>